جستجو در مقالات منتشر شده


۱۵ نتیجه برای راندمان

سیدفرهاد موسوی، احمد محمدزاده، احمد جلالیان، حسین صمدی بروجنی،
جلد ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۷۶ )
چکیده

یکی از مشکلات اساسی ذخیره و بهره‌برداری از آبهای سطحی برای مصارف شرب، کنترل سیل،‌ برقابی و کشاورزی، مسئله رسوبگذاری در مخازن سدها و سر آمدن عمر مفید آنهاست. عمر مفید یک سد معادل مدت زمانی است که حدود ۸۰ درصد حجم اولیه مخزن آن از رسوب پر شود. عمر مفید تابعی از مقدار رسوبات وارده، وزن مخصوص مواد رسوبی و بازده (راندمان) تله‌اندازی مخزن سد می‌باشد. بازده تله‌اندازی رسوب به خصوصیات ذرات رسوب، عمر مفید مخزن، شکل مخزن، روش بهره‌برداری از مخزن و نسبت ظرفیت ذخیره به میزان جریان ورودی بستگی دارد. هدف از این تحقیق، محاسبه بازده تله‌اندازی رسوب در تعدادی از سدهای خاکی کوچک و تعیین روابط حاکم بر عناصر مؤثر در آن در منطقه استان چهارمحال و بختیاری بوده است. بدین منظور، تعداد ۱۴ سد خاکی کوچک در اطراف شهرکرد و بروجن، با ارتفاع کمتر از ۱۵ متر و ظرفیت کمتر از یک میلیون متر مکعب انتخاب شدند و مورد مطالعه قرار گرفتند. چون هیچگونه اندازه‌گیری میزان رسوب وارده به این مخازن وجود نداشت، برای برآورد مقدار رسوب وارده به سدها از مدل تجربی MPSIAC استفاده شد. این مدل، ۹ عامل مؤثر در فرسایش و رسوب‌دهی حوزه‌ها شامل زمین‌شناسی سطحی، خاک، آب و هوا، رواناب، پستی و بلندی، پوشش زمین،‌ کاربری زمین، فرسایش سطحی و فرسایش رودخانه‌ای را در نظر می‌گیرد. عوامل نه‌گانه در حوزه بالا دست سدها بررسی شده و میزان رسوب وارده به مخازن در طی یک سال تخمین زده شده است. با نقشه‌برداری از مخازن سدها و مقایسه نقشه‌های حجم – ارتفاع اولیه و ثانویه، مقدار رسوب ته‌نشین شده در طی کل دوران بهره‌برداری از سدها به دست آمد. بازده تله‌اندازی رسوب در هر مخزن محاسبه شد. نتایج حاصل نشان می‌دهد بازده تله‌اندازی رسوب در سدهای مورد مطالعه از ۴/۱۰ تا ۹/۶۸ درصد متغیر است. منحنی‌های جدیدی برای پیش‌بینی تله‌اندازی رسوب در سدهای کوچک رسم شده است.
حامد یوسف زاده، کامبیز اسپهبدی، مسعود طبری، غلامعلی جلالی،
جلد ۱۱، شماره ۴۰ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده

به منظور تعیین مناسب ترین منشاء بذر پلت از لحاظ جوانه زنی و راندمان تولید نهال آن، یازده رویشگاه جنگلی واقع در محدوده ارتفاعی ۲۰ الی ۲۲۰۰ متر از سطح دریا در جنگل‌های مازندران انتخاب شد. از هر رویشگاه ۱۰ درخت بالغ برای جمع آوری بذر انتخاب گردید. بذرها در کرت‌های یک متر مربعی در سه تکرار و در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در نهالستان اوری ملک سنگده (۱۶۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا) کاشته شدند. نتایج نشان داد که اختلاف بین مبداء‌های مختلف در خصوص جوانه زنی بذر، زنده مانی و راندمان تولید نهال معنی دار بوده است. از نظر جوانه زنی بیشترین مقدار به رویشگاه لمزر و کمترین مقدار جوانه زنی به رویشگاه‌های پاسند۱، پاسند۲، دییز و اشک مربوط شد. از نظر زنده مانی مبداء لاجیم دارای بیشترین مقدار و مبداء اشک دارای کمترین مقدار بوده است. هم‌چنین بیشترین راندمان تولید نهال مربوط به رویشگاه‌های پارک نور، لاجیم، لمزر و سنگده و کمترین آن مربوط به رویشگاه‌های پاسند ۲ و اشک گردید. به طور کلی از آن جایی که همواره تطابق خصوصیات اقلیمی مبداء بذر با محل کاشت از اهمیت خاصی برخوردار است لذا ترجیحاً بذرهای لمزر (ارتفاع ۱۰۰۰ متر) و سنگده (ارتفاع ۱۶۰۰ متر) برای کاشت در نهالستان اوریملک( ارتفاع۱۶۰۰ متر) توصیه می‌گردند.
سمیرا اخوان، سید فرهاد موسوی، بهروز مصطفی‌زاده فرد، علی قدمی فیروزآبادی،
جلد ۱۱، شماره ۴۱ - ( ۷-۱۳۸۶ )
چکیده

به منظور بررسی روش‌های آبیاری تیپ و شیاری از لحاظ عملکرد و کارایی مصرف آب در زراعت سیب‌زمینی، آزمایشی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی همدان (ایستگاه اکباتان) در سال ۱۳۸۳ انجام شد. این تحقیق به صورت کرت‌های خرده شده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با فاکتور اصلی مقادیر مختلف آب آبیاری در سه سطح (۷۵، ۱۰۰ و ۱۲۵ درصد تبخیر تجمعی از تشت تبخیر کلاس A) و فاکتور فرعی روش آبیاری در چهار تیمار (شامل نوارهای تیپ وسط پشته روی سطح خاک، نوارهای تیپ وسط پشته در عمق ۵ سانتی‌متری، نوارهای تیپ کناره‌های پشته روی سطح خاک و آبیاری شیاری) در سه تکرار انجام گردید. نتایج نشان داد که با افزایش آب مصرفی، عملکرد محصول افزایش می‌یابد. بدون در نظر گرفتن روش آبیاری، در بین سطوح فاکتور اصلی، حداکثر عملکرد سیب‌زمینی (۵۱/۳۲ تن در هکتار) مربوط به تیمار آبیاری ۱۲۵% و حداقل عملکرد (۳۳/۱۹ تن در هکتار) مربوطه به تیمار آبیاری ۷۵% بود. در میان تیمارهای مختلف فاکتور فرعی، کمترین عملکرد (۳۵/۲۱ تن در هکتار) مربوط به روش آبیاری شیاری و بیشترین عملکرد (۹۱/۲۸ تن در هکتار) مربوط به روش آبیاری تیپ، تیمار نوار تیپ در عمق ۵ سانتی‌متری از سطح زمین و وسط پشته می‌باشد. بیشترین کارایی مصرف آب (۶۸/۴ کیلوگرم بر متر مکعب) مربوط به روش آبیاری تیپ، تیمار نوار تیپ در عمق ۵ سانتی‌متری از سطح زمین و وسط پشته و کمترین کارایی مصرف آب (۳۲/۳ کیلوگرم بر متر مکعب) مربوط به آبیاری شیاری بود. اختلاف کارایی مصرف آب بین تیمارهای آب آبیاری ۷۵ و ۱۰۰ درصد معنی‌دار نبود و بیشترین کارایی مصرف آب (۴۹/۴ کیلوگرم بر متر مکعب) در تیمار آبیاری ۱۲۵ درصد به‌دست آمد. هم‌چنین از نظر اقتصادی، سطح آبیاری ۱۲۵ درصد نسبت به سایر سطوح مورد استفاده مقرون به صرفه‌تر می‌باشد.
ارسلان فاریابی ، عیسی معروف‌پور، هوشنگ قمرنیا،
جلد ۱۴، شماره ۵۴ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده

دقت در طراحی سیستم‌های آبیاری بارانی و مدیریت صحیح آنها عوامل مهمی در توسعه و بهبود این سیستم‌هاست. لذا هدف از این پژوهش، ارزیابی چگونگی طراحی و بهره‌برداری سیستم‌های آبیاری بارانی کلاسیک ثابت- آبپاش متحرک دشت دهگلان در استان کردستان است. برای این منظور ۱۰ سیستم آبیاری بارانی کلاسیک ثابت دشت دهگلان به طور کاملاً تصادفی انتخاب شده و مورد ارزیابی قرار گرفت. در ارزیابی سیستم‌های آبیاری بارانی منتخب، از معیارهای ضریب یک‌نواختی کریستیانسن (CU)، یک‌نواختی توزیع (DU)، راندمان پتانسیل کاربرد در ربع پایین (PELQ) و راندمان واقعی در ربع پایین اراضی (AELQ) استفاده گردید. مقادیر متوسط این پارامترها برای ۱۰ مزرعه ارزیابی شده به ترتیب ۶۶ ، ۶/۵۰ ، ۸/۴۴ و ۸/۴۳ درصد به‌دست آمد. بررسی‌ها نشان داد که کلیه سیستم‌ها دارای راندمان کاربرد پایین بودند و یک‌نواختی توزیع آب در آنها نیز کمتر از مقادیر توصیه شده توسط مریام و کلر (۱۹۷۸) می‌باشد. از طرفی به‌علت کم‌آبیاری، به‌جز یک مورد، در بقیه مزارع راندمان واقعی و راندمان پتانسیل کاربرد برابر بوده است. طراحی و اجرای نامناسب سیستم‌ها مهم‌ترین دلیل پایین بودن راندمان پتانسیل کاربرد تشخیص داده شد که از مهم‌ترین این عوامل، فشار نامناسب سیستم‌ها بود. استفاده هم‌زمان از تعداد آبپاش‌ زیاد و کاربرد آبپاش‌هایی با مشخصات و مدل‌های متفاوت نیز در کنار طراحی و اجرای نامناسب، از دلایل اصلی پایین بودن یک‌نواختی توزیع آب بوده است. به‌طور کلی نتایج بررسی‌ها نشان داد که در اکثر طرح‌های مورد مطالعه، بهره‌برداری از سیستم‌ها در حد بسیار ضعیفی است.
راحله ملکیان، جهانگیر عابدی کوپایی، سید سعید اسلامیان، مجید افیونی،
جلد ۱۷، شماره ۶۳ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده

تلفات نیتروژن از مزارع تحت آبیاری به‌ویژه در خاک‌های شنی سبب آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی، افزایش کاربرد نیتروژن برای گیاهان و ضرر و زیان اقتصادی می‌شود. این مسأله به‌دلیل بار منفی نیترات و عدم تمایل ذرات خاک در جذب آن اتفاق می‌افتد. برای جلوگیری از حرکت آنیون‌ها، به موادی نیاز است که دارای تمایل جذب آنیونی بالایی باشند که این مواد به‌طور طبیعی در دسترس نیست. به‌دلیل تبادل کاتیونی بالای زئولیت‌های طبیعی، می‌توان خصوصیات سطحی آنها را به نحوی تغییر داد که قادر به جذب ترکیبات دیگری از جمله آنیون‌ها و مواد آلی غیرقطبی نیز باشند. در این مطالعه عملکرد زئولیت ایرانی (سمنان) اصلاح‌شده با سورفکتانت هگزا دسیل تری متیل آمونیوم بروماید (SMZ) در دو اندازه میلی‌متر و نانومتر در حضور یون Cl- در حذف نیترات مورد بررسی قرار گرفت و بهترین مدل تجربی فرآیند تبادل یونی تعیین شد. هم‌چنین فرآیند رهاسازی نیترات توسط SMZ به‌عنوان تابعی از زمان و قدرت یونی مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج این مطالعه، SMZ در اندازه میلی‌متر قادر به جذب بیش از۱- mmol kg ۶۰ نیترات و SMZ در اندازه نانومتر قادر به جذب بیش از۱- mmol kg ۸۰ نیترات است، که نیترات جذب شده می‌تواند به راحتی تحت شرایط قدرت یونی مختلف رها شود. راندمان حذف برای SMZ میلی‌متری و نانومتری به‌ترتیب بین ۷/۲۶ تا ۳/۸۲ درصد و ۸/۳۷ تا ۵/۸۵ درصد به‌دست آمد. متوسط میزان نیترات رها شده از SMZ در اندازه میلی‌متر توسط آب دیونیزه ۹۲/۶ میلی‌مول در کیلوگرم بود، در حالی‌که این میزان در محلول‌های واجذب با قدرت‌های یونی ۰۳/۰، ۱/۰ و ۳/۰ مولار به‌ترتیب به ۶۸/۱۴، ۷۱/۲۲ و ۹۱/۳۴ میلی‌مول در کیلوگرم افزایش یافت.
لاله دیوبند ، سعید برومندنسب، مجید بهزاد، جهانگیر عابدی کوپایی،
جلد ۱۷، شماره ۶۵ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده

وجود فلزات سنگین در منابع آب از مشکلات زیست محیطی بسیاری از جوامع است. تاکنون روش‌های مختلفی برای حذف این فلزات مورد توجه قرار گرفته است که استفاده از جاذب‌های ارزان قیمت از جمله این روش‌ها به‌شمار می‌رود. در این تحقیق، مقایسه‌ای بین دو جاذب جدید برگ سدر و خاکستر آن برای جذب فلز کادمیم از محیط آبی صورت گرفت و برای تعیین فاکتورهای مؤثردر جذب از سیستم ناپیوسته استفاده شد. سپس تأثیر پارامتر‌های pH، زمان تماس و مقدار جاذب بر راندمان جذب تعیین و بهترین مدل سینتیک و ایزوترم جذب مشخص گردید. نتایج آزمایش‌ها نشان داد که pH بهینه جذب برای جاذب برگ سدر و خاکستر برگ سدر به‌ترتیب ۵ و ۶ می‌باشد. زمان تعادل جذب برای برگ سدر ۴۵ دقیقه و برای خاکستر برگ سدر ۳۰ دقیقه به‌دست آمد و راندمان جذب با افزایش مقدار جاذب افزایش یافت. مقایسه پارامتر‌های مدل‌های ایزوترم جذب نشان داد که ظرفیت جاذب خاکستر برگ سدر در جذب کادمیم (۲۷/۴ میلی‌گرم برگرم) بیشتر از ظرفیت جاذب برگ سدر (۹۱/۳ میلی‌گرم بر گرم) می‌باشد.
عبدالرحمان محمدخانی، محمدرضا نوری‌امامزاده‌ای، اعظم میرجلیلی،
جلد ۱۷، شماره ۶۶ - ( ۱۱-۱۳۹۲ )
چکیده

در این پژوهش اثر چهار تیمار آبیاری موضعی ریشه (FULL‏, ‏‎۱PRD۵۰‎, ‎۲PRD۵۰‎, ‎۳PRD۵۰‎) بر تولید میوه و راندمان مصرف آب گوجه فرنگی در یک طرح کاملاً تصادفی در پنج تکرار مورد بررسی قرار گرفت. در تیمار شاهد (FULL)، کل آب مورد نیاز گیاه به‌طور یکنواخت در تمام محیط ریشه به‌کار برده شد. در تیمار‌های ۱PRD۵۰، ‎‎۲PRD۵۰‎‎ و ‎‎۳PRD۵۰‎‎ ریشه‌ها به دو ناحیه مجزا از هم تقسیم و به اندازه ۵۰ درصد تیمار شاهد به ترتیب یک، دو و سه مرتبه یک طرف ریشه به‌‌طور متوالی آبیاری شد. نتایج شان داد، بیشترین میانگین وزن میوه در تیمار آبیاری کامل (۴۴/۴۳ گرم) و کمترین آن در تیمار PRD۵۰ ۳ (۵۷/۲۴ گرم) دیده شد. بیشترین قطر (۱/۴۳ میلی‌متر) و تعداد میوه (۴۶ عدد) در تیمار شاهد و کمترین این ویژگی‌ها ( به‌ترتیب ۶/۱۵ میلی‌متر و ۲۰ عدد) در تیمار ‎۳PRD۵۰‎ دیده شد. بیشترین عملکرد میوه و عملکرد بازار پسند در تیمار شاهد و سپس در تیمار آبیاری بخشی متناوب (۱PRD۵۰) حاصل شد. بیشترین راندمان مصرف آب در تیمار آبیاری موضعی متناوب ریشه (۴۸ درصد بیش از شاهد) و کمترین آن در تیمار ‎‎۳PRD۵۰‎‎ (۲۷ درصد کمتر از شاهد) ملاحظه شد. در کل آبیاری بخشی متناوب (۱PRD۵۰) برای تولید گوجه‌فرنگی قابل توصیه است.
عیسی معروف پور، مریم پروینی،
جلد ۱۷، شماره ۶۶ - ( ۱۱-۱۳۹۲ )
چکیده

بخشی از طراحی سیستم آبیاری قطره‌ای را بررسی خصوصیات قطره‌چکان‌ها، عوامل مؤثر بر جریان آب در آنها و در نهایت انتخاب مناسب‌ترین نوع قطره‌چکان تشکیل می‌دهد. بدین منظور در این تحقیق، ۹ نوع قطره‌چکان تنظیم‌کننده فشار با کدهای A، B، C، D، E، F، G، M و N بر مدل فیزیکی آبیاری قطره‌ای ساخته شده در آزمایشگاه مورد آزمون قرار گرفت و اثر ۴ دمای مختلف آب شامل ۱۳، ۲۳، ۳۳ و ۴۳ درجه سانتی‌گراد با فشارهای متفاوت در محدوده صفر تا ۲/۱ برابر فشار حداکثر، بر قطره‌چکان‌ها بررسی شد. آزمایش‌ها براساس استاندارد ISO ۹۲۶۱ و استاندارد IRISI ۶۷۷۵مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در تمامی دماهای ذکر شده هیچ قطره‌چکانی در معادله دبی- فشار، توان بیشتر از ۲/۰ نداشت و همگی از نوع قطره‌چکان‌های تنظیم‌کننده فشار بودند. هم‌چنین جز دو نمونه A و G که به لحاظ انعطاف‌پذیری فشار، در درجه خوب بودند، سایر قطره‌چکان‌ها از انعطاف‌پذیری خیلی خوب برخوردار بودند. اثر دما فقط روی دبی قطره‌چکان‌های F، M و N در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنی‌دار بوده، به‌طوری‌که قطره‌چکان F کمترین حساسیت و قطره‌چکان N بیشترین حساسیت را از خود نشان داده است و با افزایش دما میزان دبی قطره‌چکان‌های مذکور افزایش یافته بود.
محمدمهدی متین‌زاده، جهانگیر عابدی کوپایی، حامد نوذری، عدنان صادقی لاری، محمد شایان‌نژاد،
جلد ۲۰، شماره ۷۶ - ( ۵-۱۳۹۵ )
چکیده

در این پژوهش، از یک مدل جامع شبیه‌سازی چرخه آب و دینامیک نیتروژن شامل تمام فرآیندهای مهم تغییر و تبدیلات نیتروژن شامل انحلال کود، نیترات‌زایی، نیترات‌زدایی، تصعید آمونیوم، معدنی شدن، عدم تحرک و همه مهم‌ترین فرآیندهای انتقال نیتروژن شامل برداشت نیتروژن توسط گیاه، جذب آمونیوم توسط ذرات خاک، جریان روبه بالا، تلفات رواناب سطحی و تلفات ناشی از زهکشی، برای مدل‌سازی مدیریت کود در یکی از مزارع کشت و صنعت نیشکر امام خمینی به‌روش رویکرد پویایی سیستم استفاده شد. جهت ارزیابی مدل از داده‌های جمع‌آوری شده از سایت کشت و صنعت نیشکر امام خمینی با سیستم زهکشی و آب زیرزمینی کم عمق واقع در استان خوزستان استفاده گردید. تجزیه و تحلیل آماری بین مقادیر مشاهده‌ای و شبیه‌سازی شده نشان داد که میانگین ریشه مربعات خطا (RMSE) برای تعیین دقت شبیه‌سازی غلظت نیترات و آمونیوم در زه‌آب خروجی به‌ترتیب ۷۳/۱ و ۴۸/۰ میلی‌گرم بر لیتر است. نتایج نشان داد تطابق خوبی بین متغیرهای مشاهده‌شده و شبیه‌سازی وجود دارد. نه سناریوی کوددهی در سطوح مختلف کود اوره شامل یک سناریوی ۴۰۰ کیلوگرم در هکتار،  دو سناریوی تقسیط ۳۵۰ کیلوگرم در هکتار، دو سناریوی تقسیط ۳۲۵ کیلوگرم در هکتار، دو سناریوی تقسیط ۳۰۰ کیلوگرم در هکتار، یک سناریوی ۲۸۰ کیلوگرم در هکتار و یک سناریوی ۲۱۰ کیلوگرم در هکتار برای مزرعه مدل‌سازی گردید. نتایج مدل‌سازی نشان داد که سناریوی ۲۱۰ کیلوگرم در هکتار دارای بیشترین راندمان مصرف نیتروژن به‌مقدار ۳/۵۲ درصد و کمترین تلفات نیتروژن شامل نیترات‌زدائی، تصعید آمونیوم و تلفات زهکشی به‌ترتیب برابر ۸۲/۱۷، ۱۶/۷ و ۵۹/۹۲ کیلوگرم در هکتار می‌باشد. همچنین، نتایج نشان داد که با افزایش مصرف کود اوره از مقدار ۲۱۰ کیلوگرم در هکتار باعث افزایش مجموع تلفات نیتروژن و کاهش راندمان مصرف نیتروژن می‌شود. از این مدل می‌توان برای مدیریت کود و کنترل غلظت نیترات وآمونیوم زه‏آب برای جلوگیری از آسیب‌های زیست‌محیطی به منابع پذیرنده این زه‏آب‌ها استفاده نمود. همچنین، روش پویایی سیستم به‌عنوانی روشی کارآمد، قابلیت شبیه‌سازی سیستم پیچیده آب- خاک- گیاه- زهکش را دارد.


سکینه واثقی، مریم ولی نژاد، مجید افیونی،
جلد ۲۱، شماره ۳ - ( ۸-۱۳۹۶ )
چکیده

به‌دلیل سرعت بالای تصعید نیتروژن به‌صورت آمونیاک، نیتریفیکاسیون، رواناب سطحی و آب‌شویی، کارایی استفاده از نیتروژن در شالیزارها پایین می‌باشد. از آنجائی که نیتروژن برگ نشان‌دهنده ذخیره نیتروژنی کل از تمام منابع می‌باشد در نتیجه می‌تواند نشانگر خوبی از فراهمی نیتروژن برای گیاه در هر زمان باشد. دیاگرام شاخص رنگ برگ یک وسیله ساده و قابل حمل برای تعیین زمان مصرف سرک کود نیتروژن می‌باشد. این ابزار برای افزایش کارائی استفاده از نیتروژن مورد استفاده قرار می‌گیرد. یک آزمایش مزرعه‌ای برای مقایسه تأثیر کاربرد تقسیطی کود نیتروژن واستفاده از ابزار چارت رنگ برگ، بر عملکرد دانه و راندمان استفاده از کود نیتروژن در سال ۱۳۸۷ در مزرعه تحقیقاتی برنج در مرکز تحقیقات برنج کشور در آمل انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با ۱۲ تیمار در ۳ تکرار برروی رقم فجر انجام شد,۱۲ تیمار شامل تیمار شاهد (بدون مصرف کود نیتروژن) و تقسیط‌های ۴۵، ۹۰، ۱۳۵ کیلوگرم نیتروژن در هکتار در سه زمان مصرف برای هر کدام از مقادیر و دو تیمار دیگر شامل تیمارهای LCC شماره ۴ و ۵ بوده است. نتایج نشان داد که عملکرد دانه نسبت به شاهد تا سطح ۱۳۵ کیلوگرم در هکتار افزایش یافت به‌طوری که عملکرد دانه در این سطح مصرف کود ۵۵‌% نسبت به شاهد افزایش یافت. همچنین نتایج نشان داد عملکرد دانه درتیمارهای LCC بیشترازتیمارهای تقسیطی بود. بنابراین نتایج بین تیمارهای مختلف کودی، تیمار ۵LCC با داشتن حداکثر عملکرد دانه و راندمان‌های زراعی، فیزیولوژیک، داخلی و عامل بهره‌وری نسبی، می‌تواند بهترین روش مدیریتی برای استفاده از کود نیتروژن محسوب گردد و مانع از کاربرد اضافی کود نیتروژن در رقم فجر می‌گردد.
 


رضا جمالی، سینا بشارت، مهدی یاسی، افشین امیرپور دیلمی،
جلد ۲۲، شماره ۳ - ( ۸-۱۳۹۷ )
چکیده

شبکه آبیاری و زهکشی زرینه‌رود با مساحت ۶۵۰۰۰ هکتار، مهم‌ترین شبکه حوضه دریاچه ارومیه است که به ­طور مستقیم با دریاچه در ارتباط است. با بحران کنونی دریاچه، بررسی کارایی وضعیت موجود شبکه در برنامه نجات دریاچه ارومیه ضروری است. هدف از این مطالعه، ارزیابی راندمان‌های انتقال، توزیع، کاربرد و بهره­ وری آبیاری در سطح مزارع شبکه است. سه محصول از الگوی کشت منطقه با بیشترین سطح زیر کشت (چغندر ۱۰ درصد، یونجه ۲۲ درصد و گندم ۳۸ درصد) انتخاب شد. روش غالب آبیاری منطقه به‌صورت آبیاری سطحی است. در سطح شبکه، رطوبت خاک مزرعه در قبل و بعد از آبیاری، خصوصیات فیزیکی و هیدرولیکی خاک و حجم مصرف آب برای آبیاری اندازه‌گیری شد. نتایج نشان می‌دهد که متوسط راندمان انتقال در کانال‌های با پوشش بتنی شبکه حدود ۷۹ درصد است که در دامنه ۳۳ درصد (در کانال‌های کوچک‌تر) تا ۱۰۰ درصد (در کانال‌های بزرگ‌تر) قرار دارد. راندمان توزیع آب در شبکه، به ­طور متوسط ۷۶ درصد است که بین ۵۰ و ۱۰۰ درصد متغیر است. راندمان کاربرد آب در مزارع  براساس تحلیل بیلان رطوبتی خاک، از ۴۱ درصد در بافت خاک لوم رسی شنی تا ۶۶ درصد برای بافت رسی متغیر بوده است. براساس تحلیل داده‌های میزان برداشت محصول، هزینه‌های تولید و قیمت فروش محصول، کارایی مصرف آب (برحسب کیلوگرم محصول به‌ازای هر مترمکعب آب مصرفی) از ۴/۰ برای یونجه مسن تا ۱/۵ برای چغندرقند متفاوت است. میزان بهره‌وری آب در این شبکه (برحسب ریال به‌ازای هر مترمکعب آب مصرفی) بین ۲۷۴۰ برای یونجه با سن بالای ۱۰ سال و ۶۹۰۰ برای گندم است. می‌توان نتیجه گرفت که در صورت محدودیت آب، به لحاظ اقتصادی اولویت کشت به‌ترتیب گندم، چغندرقند و یونجه خواهد بود.

بهزاد نویدی نساج، نرگس ظهرابی، علی شهبازی،
جلد ۲۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده

شبیه‌سازی یکپارچه سیستم‌های منابع آب ابزاری کارآمد در ارزیابی و اتخاذ گزینه‌های مختلف تصمیم‌گیری و سیاست‌ گزاری‌های کلان در راستای دستیابی به توسعه پایدار حوضه آبریز است. از جمله سیاست‌های مدیریتی در حوضه‌های آبریز افزایش راندمان اراضی کشاورزی است. ارزیابی این سیاست‌ها با توجه به پیچیدگی عملکرد اجزا حوضه‌های آبریز و اندرکنش آنها با یکدیگر و نیز نوسانات آبدهی به‌دلایل مختلف از جمله تغییرات اقلیم از حساسیت بسیاری برخوردار است. با توجه به راندمان پایین آبیاری در کشور ایران، این مطالعه اثر سناریوهای مدیریتی شامل: افزایش بلند‌مدت راندمان آبیاری تا ۲۰ درصد در بازه‌های ۵ درصدی و سناریوهای نوسانات آبدهی شامل کاهش ۵ و ۱۰ درصد میانگین آورد رودخانه‌های حوضه را بر شاخص‌های اعتمادپذیری و آسیب‌پذیری سیستم منابع آب حوضه دز براورد کرد. ترکیب این سناریوها در مدل WEAP به‌صورت یکپارچه شبیه‌سازی شد. سناریوها یکبار برای شبکه آبیاری دز و بار دیگر برای کل اراضی کشاورزی حوضه دز شبیه‌سازی شدند. در سناریوهای کاهش آورد با کاهش ۵ و ۱۰ میانگین سالانه آورد، از میزان اعتمادپذیری به‌ترتیب ۵/۶۹ و ۱۸/۸۹ درصد کاسته شد. بهبود راندمان آبیاری ۲۰ درصد در سناریویی که آوردهای فعلی را در نظر می‌گیرد، موجب دستیابی به اعتمادپذیری ۷۳/۵۸ شد. در سناریو کاهش آورد ۵ درصد، اعتمادپذیری به‌ازای افزایش راندمان ۲۰ درصد در شبکه، ۳/۸ درصد و به‌ازای بهبود ۱۵ و ۲۰ درصد راندمان در کل اراضی کشاورزی، به‌ترتیب ۸/۳ و ۷/۵ درصد افزایش داشت. در سناریو کاهش آورد ۱۰ درصد به‌ازای بهبود راندمان ۱۰، ۱۵ و ۲۰ درصد در شبکه آبیاری، اعتمادپذیری بهترتیب ۱/۹۱، ۳/۸ و ۵/۷ درصد و به‌ازای بهبود راندمان در کل اراضی کشاورزی حوضه بهترتیب ۳/۸، ۹/۴۶ و ۱۳/۲ درصد افزایش داشت. شاخص آسیب‌پذیری نیز در کلیه سناریوها بین ۲۵ تا ۳۱ درصد متغیر بود که این نوسان مورد تحلیل سیستمی قرار گرفته است.

فرزاد حق نظری، مهشید قنبریان علویجه، علی شینی دشتگل، سعید برومندنسب،
جلد ۲۵، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده

تغییرات نفوذپذیری خاک باعث تغییر در راندمان‌های آبیاری می‌شود؛ لذا تخمین آن در محاسبه راندمان‌های آبیاری، برآورد واقعی‌تری از شاخص‌های عملکرد آبیاری ارائه می‌‌‌دهد. در پژوهشی که در مزرعه ARC۲-۷ کشت و صنعت امیرکبیر در سال زراعی ۱۳۹۰-۱۳۸۹ طی چهار نوبت آبیاری صورت گرفت؛ دو جویچه در شرایط نفوذ یکنواخت و نفوذ متغیر به‌طول ۱۴۰ و عرض ۱/۸۳ متر انتخاب شدند. در جویچه با فرض نفوذ یکنواخت دو فلوم تیپ دو، در ابتدا و انتهای آن تعبیه و نفوذ تجمعی با روش بیلان حجم تعیین شد. جویچه با شرایط متغیر به چهار قسمت با نصب پنج فلوم، تقسیم شد. با بررسی تغییرات مکانی میانگین نفوذ تجمعی، مقدار آن از مقطع اول تا چهارم برای آبیاری اول ۱۵ و برای آبیاری‌های بعدی، ۱۳ درصد کاهش یافت. تغییرات زمانی نفوذ تجمعی برای مقاطع اول و دوم، ۲۷ و ۳۰ درصد و برای مقاطع سوم و چهارم، ۲۶ درصد کاهش داشت. افزایش ۱۱ درصدی میانگین وزنی قطر خاکدانه‌ها و کاهش ۷ درصدی جرم مخصوص ظاهری مبین تغییرات فیزیکی خاک است. تلفات رواناب سطحی از ۸ به ۱۸/۷۷ درصد در جویچه با فرض نفوذ یکنواخت و از ۱۰/۹۱ به ۱۹/۷۷ درصد در جویچه با لحاظ نفوذ متغیر، افزایش و راندمان کاربرد ۶ درصد کاهش یافت.

مهری سعیدی‌نیا، سید حسین موسوی، سجاد رحیمی مقدم،
جلد ۲۸، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۳ )
چکیده

باتوجه‌به کمبود منابع آبی، بارش کم و تبخیر بیش از اندازه در کشور، داشتن برنامه دقیق آبیاری و شیوه مدیریتی مناسب، امری ضروری است. حال به‌منظور بررسی اثر مالچ و سوپرجاذب، پژوهشی در شهر خرم‌آباد و در سال ۱۴۰۱ به‌صورت فاکتوریل با طرح پایه کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتور اول تیمار آب آبیاری در چهار سطح شامل آبیاری بر اساس وجود تأمین ۱۰۰ درصد نیاز آبی (I۱۰۰)، تأمین ۸۰ درصد نیاز آبی (I۸۰)، تأمین ۶۰ درصد نیاز آبی (I۶۰) و تأمین ۴۰ نیاز آبی (I۴۰) گیاه بود. فاکتور دوم نیز شامل مواد اصلاحی مالچ گیاهی (M)، سوپرجاذب (S) و تیمار شاهد (I) بودند. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین میزان عملکرد‌ تر، عملکرد خشک و ارتفاع بوته مربوط به تیمار I۱۰۰-M بود که به ترتیب برابر۵۲/۸۹ تن در هکتار، ۲۹/۴۲ تن در هکتار و ۲/۲۷ متر به ‌دست آمد. بیشترین مقدار بهره‌وری تر و بهره‌وری بیولوژیک از آن I۴۰-S بود که به ترتیب برابر ۱۴/۲۴ کیلوگرم علوفه تر به‌ازای یک مترمکعب آب و ۴/۷۵ کیلوگرم ماده خشک به‌ازای یک مترمکعب آب محاسبه شد. کمترین میزان عملکرد ‌تر و خشک مربوط به I۴۰-M بود و کمترین بهره‌وری تر نیز مربوط به تیمار I۱۰۰- S بود. به‌طورکلی ماده اصلاحی مالچ در تیمار‌های با تنش آبی کمتر، عملکرد بهتری داشت، ولی با افزایش میزان تنش آبی، عملکرد تیمار‌های حاوی مالچ کاهش یافت. ماده اصلاحی سوپرجاذب نیز در تیمارهای آبیاری کامل یا با تنش کمتر، عملکرد کمتری را نشان داد، ولی با افزایش میزان تنش نتیجه بهتری را رقم زد.

مصطفی نیسی، محسن سجادی، محمود شفاعی بجستان، جواد احدیان،
جلد ۲۸، شماره ۳ - ( ۸-۱۴۰۳ )
چکیده

سرریزهای جانبی از سازه‌های هیدرولیکی هستند که در شبکه‌های آبیاری و زهکشی به‌منظور انحراف آب و یا تنظیم سطح آب مورد استفاده قرار می‌گیرند. افزایش راندمان سرریزهای جانبی با هد ثابت، از جمله دغدغه پژوهشگران هیدرولیک در دهه گذشته بوده‌است. استفاده از شکل‌های مختلف تاج لبه تیز، کنگره‌ای، کلید پیانویی و همچنین افزایش طول سرریز با تغییر هندسه تاج مورد بررسی قرار گرفته ‌است. در پژوهش حاضر نوع جدیدی از سرریز جانبی به شکل مثلثی در دو حالت با لبه ساده و شیبدار در آزمایشگاه و تحت شرایط هیدرولیکی مختلف در شرایط جریان زیر بحرانی مورد مطالعه قرار گرفته‌است. نتایج نشان داد که با شیبدار کردن لبه‌های سرریز جانبی مثلثی میزان ورتکس ایجاد شده در ورودی دهانه سرریز کاهش یافته و به این دلیل ضریب دبی و حجم جریان عبوری از سرریز نسبت به حالت عادی و مستطیلی به‌ترتیب به میزان حدود ۲۷درصد و ۴۸ درصد افزایش نشان می‌دهد. همچنین پس از تحلیل داده‌ها، معادله غیرخطی برای تخمین ضریب دبی با کمک پارامترهای بدون بعد نسبت عمق بالادست جریان به ارتفاع سرریز (y۱/p) و عدد فرود بالادست جریان (Fr۱) با دقت %۱۵± و ۰/۱۳۴=NRMSE ارائه شد.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم آب و خاک دانشگاه صنعتی اصفهان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | JWSS - Isfahan University of Technology

Designed & Developed by : Yektaweb