۱۶ نتیجه برای رطوبت خاک
محمدرضا مصدقی، محمدعلی حاج عباسی، عباس همت، مجید افیونی،
جلد ۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۷۸ )
چکیده
مطالعه حاضر به جهت بررسی تاثیر رطوبت خاک و کود دامی بر تراکمپذیری خاک به صورت نوارهای خرد شده، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه آموزشی – پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان (لورک) اجرا شد. خاک مورد مطالعه از نظر ردهبندی تیپیک هاپل آرجید میباشد. کود دامی یک سال مانده، شامل سه سطح صفر، ۵۰ و ۱۰۰ تن در هکتار تا عمق شخم (۲۰ سانتیمتر) توسط دیسک سنگین با خاک مخلوط شد. پس از گذشت ۵ ماه (تیر تا آبان ماه) در رطوبتهای حد خمیری ۸۰ ،(PL) درصد حد خمیری (۰/۸PL) و ۶۰ درصد حد خمیری (۰/۶PL) توسط یک تراکتور دوچرخ متحرک مدل اونیورسال ۶۵۰-U، با یک عبور (۱ P) و دو عبور (۲ P) تحت تیمار تراکم قرار گرفت و جرم مخصوص ظاهری (BD)، شاخص مخروطی (CI) تا عمق ۴۰ سانتیمتر و نشست خاک به عنوان شاخصهای تراکمپذیری و ترددپذیری اندازهگیری شد.
افزودن کود سبب کاهش قابل توجه تاثیر بارگذاری و رطوبت در زمان بارگذاری بر BD و CI شد. تفاوت معنیدار بین تاثیر دو سطح ۵۰ و ۱۰۰ تن در هکتار بر BD دیده شد، ولی در مورد CI این تفاوت معنیدار نبود. مواد آلی در رطوبتهای زیاد سبب کاهش و در رطوبتهای پایین سبب افزایش نشست خاک شد. همچنین کود دامی سبب کاهش BD و CI خاک تحتالارضی گردید. در رطوبت (۰/۶PL) افزایش معنیدار در درجه تراکم خاک ایجاد نشد. بنابراین در تیمار بدون کود، رطوبت (۰/۶PL) مناسب ترددپذیری شناخته شد. در حالی که در تیمارهای کودی این حد به ۰/۸PL رسید. عبور مجدد ( ۲ P ) سبب افزایش معنیدار درجه تراکم خاک شد. مطالعه حاضر نشان داد اضافه نمودن کود دامی در مقادیر حدود ۵۰ تن در هکتار سبب کاهش قابل توجه تراکمپذیری و افزایش دامنه رطوبتی ترددپذیری این خاک میگردد.
نادر ساکنیان دهکردی، برات قبادیان، سعید مینایی،
جلد ۵، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۰ )
چکیده
دستگاهی که بتواند مالچ را در داخل خاک تزریق کند و ظرفیت نگهداری رطوبت خاک را بهبود بخشد مورد نیاز است. هدف از این پژوهش، طراحی و ساخت یک دستگاه زیرشکن با تیغه و مکانیزمی است که بتواند سبوس برنج را در خاک تزریق کند. پارامترهای مورد نظر در عملیات زیرشکن مورد توجه قرار گرفته و شیوه ارائه شده میتواند به عنوان روشی خاص برای تزریق سبوس مطرح گردد. دستگاه پس از طراحی و ساخت به آسانی به وسیله تراکتور به کار گرفته شد. عملیات زیرشکنی و تزریق سبوس در عمقها و مقادیر مختلف در زیر خاک به خوبی انجام گرفت. این شیوه به عنوان روشی تلفیقی به نمودارهای حفاظتی، که توسط مورگان ارایه شده است، اضافه میگردد.
مژگان السادات عظیمی، منصور مصداقی، مهدی فرحپور،
جلد ۹، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۴ )
چکیده
بر اثر تغدیه حشره مولد گزانگبین (Cyamophila dicora ) بر روی گون گزی (Astragalus adscendens)، به طور انحصاری در استان اصفهان نوعی مان به نام گزانگبین به دست میآید که برداشت آن از عرصههای طبیعی سابقهای بس طولانی دارد. در این پژوهش ضمن تعیین مکانهای پراکنش این گیاه در سه منطقه کلوسه، لاشخم و دره سیب از توابع شهرستان فریدون شهر، از طریق نمونهگیری تصادفی- سیستماتیک با استفاده از ترانسکت خطی، معیارهای بیولوژیکی شامل شدت تراکم حشره مولد گزانگبین، سطح تاج پوشش به مترمربع، درصد پوشش تاجی و درصد رطوبت موجود در اندامهای گون گزی و معیار فیزیکی رطوبت خاک اندازهگیری شد و با استفاده از طرح آماری آشیانهای و مدل رگرسیون خطی چندگانه روابط بین تراکم حشره با معیارهای بیولوژیکی و فیزیکی تجزیه و تحلیل گردید. براساس نتایج این پژوهش، تراکم حشره وابسته به سن، سطح پوشش تاجی و رطوبت سرشاخه گیاه است که در سنین بالاتر گون تراکم حشره افزایش مییابد. تحلیل رگرسیونی نشان داد که در مناطق کلوسه و لاشخم، سن گیاه ولی در منطقه دره سیب، درصد رطوبت سرشاخه و درصد رطوبت خاک مهمتر هستند. به عبارت دیگر هنگامی که رطوبت کافی باشد (مناطق کلوسه و لاشخم)، سن گیاه همراه با سطح پوشش تاجی در تراکم حشره و بالنتیجه تولید گزانگبین نقش مؤثری دارند ولی هنگامی که منطقه با خشکی مواجه شود (منطقه دره سیب)، عوامل رطوبت گیاه و رطوبت خاک نقش تعیین کنندهای در تولید گزانگبین خواهند داشت.
جلیل اصغری میدانی، اسماعیل کریمی، سید بهمن موسوی،
جلد ۱۶، شماره ۶۰ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
این پژوهش به منظور بررسی و مقایسه آثار روشهای مختلف خاکورزی بر ویژگیهای فیزیکی خاک و عملکرد محصول گندم در تناوب آیش- گندم در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ۵ تیمار در ۴ تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم- مراغه، به مدت ۳ سال زراعی اجرا شد. براساس نتایج تجزیه مرکب، میانگین عملکرد گندم دیم در تیمارها دارای اختلاف معنیداری بود. بهطوریکه بیشترین عملکرد دانه (۴۵۲/۱ تن در هکتار) مربوط به تیمار مخلوط کردن کاه وکلش با خاک و شخم با گاوآهن قلمی در پاییز + پنجهغــازی در بهار و کاشت با خطیکار بوده و کمترین عملکرد مربوط به تیمار حذف کاه و کلش در پاییز + شخم با گاوآهن بدون صفحه برگـردان در بهار + دستپاشی کود و بذر و مخلوط کردن با هرس بشقابی با ۰۷۷/۱ تن در هکتار بود. نتایج بررسیها بر اجزای عملکرد نشان داد که تعداد پنجه در بوته و طول سنبله به عنوان یک عامل اصلی در افزایش عملکرد نسبت به سایر اجزا میباشد. از نظر میزان رطوبت و چگالی ظاهری خاک، اختلاف بین میانگین تیمارها معنیدار و در مرحله گلدهی گندم، درصد رطوبت خاک در تیمار خردکردن کاه و کلش با خاک همزن و شخم با گاوآهن قلمی در پاییز، پنجهغــازی در بهار،کاشت با خطیکار بیش از سایر تیمارهای مورد آزمون بود.
مهدی نوروزی ، حسن رمضانپور،
جلد ۱۶، شماره ۶۱ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
سیلاب و آتشسوزی از جمله رخدادهایی است که بهطور متناوب بخشهایی از جنگلهای شمال ایران را تحت تأثیر قرار میدهد. این رخدادها میتواند اثرات نامطلوبی بر ویژگیها و کیفیت خاک بگذارد. این پژوهش به منظور بررسی اثرات سیلاب و آتشسوزی بر برخی از ویژگیهای خاک جنگل لاکان در استان گیلان انجام شد. نمونههای خاک از سه عمق ۳-۰، ۶-۳ و ۹-۶ سانتیمتری سطح خاک با سه تکرار از مناطق تحت تأثیر سیلاب، سوخته و شاهد جمعآوری شد. نتایج نشان داد که در خاک سیلابی، مقدار رس، سیلت، pH، سدیم و پتاسیم (در همه عمقها)، مقدار کربنآلی و نیتروژن (در عمق دوم و سوم) بهطور معنیداری افزایش یافت ولی مقدار شن بهطور معنیداری در مقایسه با خاک شاهد کاهش یافت. در خاکهای سوخته، مقدار pH (در عمقهای اول و دوم)، مقادیر پتاسیم و فسفر (در عمق اول) بهطور معنیداری افزایش و مقادیر رس، کربنآلی و نیتروژن (در عمق اول) بهطور معنیداری در مقایسه با خاک شاهد کاهش یافت. مقایسه ظرفیت نگهداری رطوبت خاک نیز نشان داد که خاکهای سیلابی و سوخته بهترتیب بیشترین و کمترین مقدار رطوبت خاک را در مکشهای مختلف داشتند که میتواند در ارتباط با تغییرات رس و مادهآلی باشد. نتایج آزمون WDPT نیز وجود پدیده آبگریزی را تنها در عمق اول خاک سوخته نشان داد. بهطور کلی، دو پدیده سیلاب و آتشسوزی باعث تغییرات فیزیکی و شیمیایی قابل ملاحظهای در خاک شد.
سینا بشارت، وحید رضاوردنژاد، حجت احمدی، هیراد عبقری ،
جلد ۱۷، شماره ۶۵ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده
مدلهای مختلفی برای جذب آب بهوسیله ریشه ارائه شده است. در این تحقیق با استفاده از دادههای تبخیر و تعرق و درصد رطوبت خاک بهدست آمده از لایسیمتر و دادههای توزیع ریشه در خاک درخت زیتون، دقت مدل جذب ریشه در تخمین تغییرات درصد رطوبت خاک مورد ارزیابی قرار گرفت. عمق لایسیمتر ۱۲۰ سانتیمتر و از نوع وزنی بود که از خاک لوم- رسی پر شد. در دوره آزمایش مقادیر ورود و خروج آب در لایسیمتر ثبت گردید و مقادیر دقیق تبخیر و تعرق ستون خاک محاسبه شد. تغییرات رطوبت خاک عمقی توسط دستگاه رطوبت سنج (TDR) نصب شده در لایسیمتر در دوره آزمایش بهصورت کامل ثبت گردید. برای تعیین نقش توزیع ریشه در خاک، مدل فدس با استفاده از تراکم طولی ریشه استفاده گردید. معادلات حرکت جریان بهصورت عددی حل شد که در حل این معادلات دادههای تبخیر و تعرق بهصورت دادههای ورودی استفاده شد و تغییرات رطوبت خاک شبیهسازی شده با تغییرات رطوبت خاک اندازهگیری شده جهت تأیید مدل جذب آب توسط ریشه مورد مقایسه قرار گرفت. مقایسات نشان داد که متوسط خطای نسبی مدل فدس ۱۰ درصد بود. براساس نتایج حاصل از این تحقیق، حدود ۹۰ درصد جذب ریشه درخت زیتون در عمق صفر تا ۴۰ سانتی-متری صورت میگیرد.
علیرضا فرارویی، مسعود نوشادی، سیف اله امین سیچانی،
جلد ۲۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
آلاینده (Polychlorinated biphenyl) PCBs که ساخته بشر و جزء مواد آلی آلاینده پایدار است، با توجه به خطرات زیاد زیستمحیطی باید در محیط زیست ردیابی، تعیین مقدار و تجزیه شود تا از خطرات آن کاسته شود. جهت ردیابی این ماده در خاک باید روش استخراج و شرایط مناسب اندازهگیری آن بررسی شود. دو نمونه خاک دو کیلو گرمی با دو بافت خاک مختلف انتخاب و محلولهای خاک با اختلاط آروکلر ۱۲۵۴ به میزان ml ۱۰۰۰/gµ جهت استفاده در دستگاه GC ساخته شد. برای اندازهگیری آروکلر ۱۲۵۴ ساخته شده در نمونه خاک، از دستگاهGC-MS با فاز ساکن CP ۷۴۷۷ شرکت اجیلنت استفاده شد. آنالیز واریانس و تست میانگین استخراج آروکلر ۱۲۵۴ (در دو سطح پنج درصد و یک درصد) در دو بافت خاک با یکدیگر مقایسه شد. نتایج نشان داد که میانگین استخراج آروکلر ۱۲۵۴ در بافت خاک سبکتر (لومشنی) بیشتر از بافت خاک ریزتر (لومسیلتی) بوده و این اختلاف در سطح یک درصد (P≤۰/۰۱) معنیدار بود. این امر تأثیرگذاری بافت خاک را بر میزان استخراج نشان میدهد. با توجه به گرانتر بودن قیمت حلالها نسبت به آب، در این تحقیق برای استخراج بهینه، اقدام به افزایش رطوبت اولیه خاک در سطوح ۵ درصد، ۱۰ درصد، ۱۵ درصد، ۲۰ درصد شد تا میزان استخراج در رطوبتهای متفاوت مشخص شود. نتایج نشان داد که در رطوبت اولیه ۲۰ درصد بیشترین میانگین استخراج رخ داد که نسبت به سایر رطوبتها در سطح یک درصد ( (P>۰/۰۱معنیدار بود. البته تفاوت رطوبت از ۱۰ درصد به ۱۵ درصد اختلاف معنیداری نشان نداد ((P>۰/۰۵، ولی رطوبت ۱۰ درصد نسبت به رطوبت ۵ درصد ( (P>۰/۰۵دارای اختلاف معنیدار بود.
شاهرخ زندپارسا، سعیده پرویزی، علی رضا سپاسخواه، علی اکبر کامگار حقیقی،
جلد ۲۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
در این پژوهش، مقادیر رطوبت و دمای خاک در اعماق و زمانهای مختلف با حل معادله ریچاردز با روش عددی صریح تفاضلهای محدود در محیط برنامهنویسی Visual Studio C# نوشته شد. برای برآورد پارامترهای هیدرولیکی خاک شامل av و nv (ضرایب معادله ونگنوختن) و Ks (هدایت هیدرولیکی اشباع)، پس از مرطوب کردن نیمرخ خاک، مقادیر رطوبت و دما در اعماق مختلف بهترتیب توسط دستگاه TDR و دستگاه ثبات اندازهگیری گردید. با بهینه نمودن یک پارامتر و ثابت منظور کردن بقیه پارامترها، تابع هدف (ریشه متوسط خطا بین مقادیر شبیهسازی شده و اندازهگیری شده رطوبت خاک) با روش نیوتن- رافسون به حداقل رسانیده شد. سپس، با جایگزینی مقدار بهینه شده این پارامتر، مشابه این کار برای پارامترهای دیگر انجام شد. بهینه کردن پارامترها تا تغییرات ناچیز تابع هدف تکرار شد. نتایج نشان داد که با استفاده از مدل (Soil Water Content and Temperature) SWCT، اندازهگیری رطوبت خاک و تهیه اطلاعات هواشناسی شامل مقادیر حداقل و حداکثر دما، فشار بخار هوا، بارندگی و تابش خورشیدی میتوان عوامل هیدرولیکی خاک (پارامترهای معادله ونگنوختن) را بهینه نمود. در نهایت، طی سه فصل بهار، تابستان و پاییز سال ۱۳۹۴، مقادیر برآوردی و اندازهگیری شده رطوبت و دمای خاک تا عمق ۷۰ سانتیمتر، مورد مقایسه قرار گرفتند. مقادیر رطوبت خاک در اعماق ۵، ۳۵ و ۷۰ سانتیمتری با مقدار نرمال شده RMSE بهترتیب برابر ۰۹۰/۰، ۰۹۶/۰ و ۰۵۶/۰ و دمای خاک در اعماق ۵، ۱۵ و ۲۵ سانتیمتری با RMSE بهترتیب برابر ۰/۲، ۱۷۵/۱ و ۵/۱ درجه سانتیگراد در سطح مطلوب واسنجی شدند. در این پژوهش، مقادیر ضرایب هیدرولیکی خاک در مقایسه با سایر مدلهای پیشین، در محدوده وسیعتری از رطوبت بین حالت اشباع تا هواخشک برآورد گردید.
رویا دارابی کندلجی، شاهین اوستان، ناصر علی اصغرزاد، نصرت اله نجفی،
جلد ۲۲، شماره ۳ - ( ۸-۱۳۹۷ )
چکیده
نیتراتسازی یکی از فعالترین فرایندهای زیستی در خاکهایی است که نیتروژن آمونیومی دریافت کردهاند. سرعت این فرایند تحت تأثیر عوامل متعدد و برهمکنش آنها قرار دارد. در تحقیق حاضر تأثیر غلظت آمونیوم و رطوبت بر میزان نیتراتسازی در دو نمونه خاک A (لوم) و B (لوم رسی)، بهترتیب از دو منطقه مرند و اهر مطالعه شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار با پنج سطح نیتروژن از منبع اوره (صفر، ۵۰، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۴۰۰ میلیگرم نیتروژن بر کیلوگرم خاک)، سه سطح رطوبت (۶۰-۵۵، ۸۰-۷۵ و ۱۰۰-۹۵ درصد FC) و دو نوع خاک (A و B) در انکوباتور با دمای ۵/۰±۲۵ درجه سانتیگراد، بهمدت دو هفته انجام شد و در پایان انکوباسیون، غلظتهای نیترات و آمونیوم و مقادیر pH و EC خاک اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که نیتراتسازی در سطح رطوبت ۶۰-۵۵ درصد FC، بهطور میانگین ۲۲ درصد کمتر از سطح رطوبت ۱۰۰-۹۵ درصد FC بود و تفاوت معنیداری بین سطوح رطوبت ۸۰-۷۵ و ۱۰۰-۹۵ درصد FC، مشاهده نشد. نیتراتسازی در تیمار ۴۰۰ میلیگرم نیتروژن بر کیلوگرم و ۶۰-۵۵ درصد FC بهطور قابل ملاحظهای کاهش یافت و سبب تجمع بیش از ۲۵ درصد آمونیوم افزوده شده، شد. تفاوت معنیداری از نظر میانگین غلظت آمونیوم بین سطوح ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیگرم نیتروژن بر کیلوگرم وجود نداشت، ولی این غلظتها بهطور معنیداری کمتر از سطح ۴۰۰ میلیگرم نیتروژن بر کیلوگرم بودند. همچنین، نیتراتسازی همراه با سایر فرایندها، بهطور معنیداری سبب افزایش EC و کاهش pH خاکها (بهترتیب بهمیزان ۵۴/۰ دسیزیمنس بر متر و ۵۹/۰ واحد به ازای ۲۰۰ میلیگرم نیتروژن بر کیلوگرم) شدند. میانگین میزان نیتراتسازی در خاک A (بافت لوم) بهمیزان ۳/۴۰ میلیگرم نیتروژن بر کیلوگرم، بیشتر از خاک B (بافت لوم رسی) بود.
زهرا امیری، مهدی قیصری، محمدرضا مصدقی، مهسا سادات طباطبایی، مهرناز مرادیان نژاد،
جلد ۲۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده
مکان اندازهگیری رطوبت خاک در مدیریت آبیاری بهدلیل تغییرات مکانی زیاد ویژگیهای هیدرولیکی خاک و چگونگی توسعه ریشه گیاه از اهمیت ویژهای برخودار است. هدف از این پژوهش، تعیین مکان مناسبی برای اندازهگیری رطوبت خاک در مدیریت آبیاریقطرهای- نواری بود که بیانگر میانگین رطوبت خاکرخ (θavg) باشد. به همین منظور توزیع رطوبت خاک (θij) در مرحله تاسلدهی ذرت و در طول یک دور آبیاری (۷۳- ۶۸ روز پس از کاشت) در انتهای فصل رشد اندازهگیری شد. نتایج نشان داد بیش از ۷۰ درصد طول ریشه گیاه تا عمق ۳۰ سانتیمتری از سطح خاک قرار دارد. با پذیرفتن ۱۰± درصد خطا نسبت به میانگین رطوبت خاکرخ، محدودهای از خاکرخ مشخص شد که در بازه خطای پذیرفته شده قرار گرفته و از طرفی بیشترین نزدیکی به میانگین رطوبت خاک دارد (۰/۹θavg<θRec<۱/۱θavg). از همپوشانی θRec در طول یک دور آبیاری، مکان مناسب برای اندازهگیری رطوبت خاک در فاصله افقی از نوار آبیاری تا ۲۰ سانتیمتر و عمق ۲۰- ۱۰ سانتیمتری از سطح خاک بهدست آمد. از جمله عواملی که در تعیین مکان مناسب اندازهگیری رطوبت خاک در راستای میانگین رطوبت خاکرخ بایستی در نظر گرفته شود، توجه به چگونگی توسعه سیستم ریشه و محدودهای از خاکرخ است که تجمع بیشترین تراکم طول ریشه بوده و از طرفی حداکثر جذب آب از این ناحیه صورت میگیرد.
فاطمه هادیان، رضا جعفری، حسین بشری، مصطفی ترکش،
جلد ۲۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده
در مناطق خشک و نیمهخشک رطوبت خاک یکی از مهمترین فاکتورهای تأثیرگذار بر تولید اکوسیستمها محسوب میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات فصلی رطوبت خاک و پوشش گیاهی در استان اصفهان است. بدینمنظور دادههای دمای سطح زمین (LST) و شاخص گیاهی NDVI مودیس برای محاسبه TVDI بهکار گرفته شد و میزان رطوبت خاک در فصل رویش در چند عمق خاک (شامل ۵، ۱۰، ۲۰، ۳۰ سانتیمتر) اندازهگیری شد. تغییرات فصلی LST و NDVI در اقلیمهای مختلف نیز بررسی شد. نتایج نشان داد تغییرات NDVI و LST در این منطقه بسته به نوع اقلیم و خاک، دارای الگوی متفاوتی بوده است و میزان تاج پوشش گیاهی بر LST و نوسان آن تأثیر زیادی میگذارد. تغییرات NDVI در فنولوژی گیاهان در مناطق مرطوب در مقایسه با نیمهخشک و خشک بیشتر بود. پایش رطوبت خاک حاکی از آن بود که بسته به شرایط فصلی، همبستگی رطوبت اعماق خاک متفاوت بوده است، از اینرو در اوایل فصل رطوبت سطح خاک (۵-۰ سانتیمتر) اما در اواسط فصل بهدلیل شکل ساختمان و عمق ریشه در بوتهزارها، رطوبت خاک عمیقتر (۳۰-۱۰ سانتیمتر) بیشترین همبستگی را با TVDI داشتند. بنابراین، یافتههای این پژوهش اهمیت فصل رویش، شرایط خاک و درصد تاج پوشش و نوع گیاهان را در بررسی مطالعات رطوبت خاک توسط دادههای ماهورهای بیان میدارد.
پوریا محیط اصفهانی، سعید سلطانی، رضا مدرس، سعید پورمنافی،
جلد ۲۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده
خشکسالی بهعنوان یکی از پیچیدهترین پدیدههای طبیعی هر ساله خسارتهای زیادی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم به بخشهای مختلف وارد میکند. از این جهت شناسایی و پایش خشکسالی بر اساس یک متغیر شاید به اندازه کافی جوابگوی تصمیمگیری و مدیریت مناسب برای این پدیده نباشد. در این مطالعه با استفاده از متغیرهای بارش و رطوبت خاک و محاسبه شاخص چندمتغیره استاندارد (MSDI) اقدام به پایش خشکسالی هواشناسی- کشاورزی در استان چهارمحال و بختیاری شد. همچنین برای ارزیابی کارایی و عملکرد شاخص MSDI در شناسایی و پایش پدیده خشکسالی از شاخصهای بارش استاندارد (SPI) برای پایش خشکسالی هواشناسی و رطوبت خاک استاندارد (SSI) برای پایش خشکسالی کشاورزی در این استان استفاده شد. شاخص MSDI بر اساس احتمال رخداد توأم دو متغیر بارش و رطوبت خاک ساخته میشود. در این مطالعه از روش گرین گورتن بهطور تجربی و توابع خانواده ارشمیدسی کوپلا بهصورت پارامتریک اقدام به برآورد احتمال توأم دو متغیر مذکور شد. نتایج نشان داد که MSDI بیش از دو برابر قابلیت شناسایی پدیده خشکسالی را نسبت به شاخصهای SSI و SPI دارد. همچنین پایش خشکسالی بر اساس شاخص MSDI نشان داد که استان چهارمحال و بختیاری در سالهای ۲۰۰۰، ۲۰۰۸، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ دچار خشکسالیهای شدید هواشناسی- کشاورزی بوده است.
فرنوش صنیع ثالث، سعید سلطانی، رضا مدرس،
جلد ۲۵، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
برای شناسایی خشکسالی و کمّیسازی آن، از شاخصهای مختلفی استفاده میشود. در این مقاله شاخص خشکسالی پالمر استاندارد شده (SPDI) معرفی و سپس به بررسی وضعیت خشکسالی استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از این شاخص پرداخته شد. به این منظور یازده ایستگاه سینوپتیک، تبخیرسنجی و اقلیمشناسی انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز این تحقیق شامل؛ دما و بارش در مقیاس ماهانه و اطلاعات رطوبتی خاک هستند. برای محاسبۀ شاخص SPDI، عامل انحراف رطوبتی در مقیاس ماهانه محاسبه شد. سپس به ساخت مقادیر تجمعی انحراف رطوبتی در مقیاسهای زمانی ۳، ۶، ۹، ۱۲ و ۲۴ ماهه پرداخته و بعد از آن بهترین توزیع آماری که به این سریها برازش داده میشد (توزیع GEV) انتخاب شد. آنگاه، این مقادیر به منظور دستیابی به شاخص SPDI استاندارد شدند. نتایج نشان داد که از آنجایی که در محاسبۀ SPDI عامل رطوبت خاک نیز دخالت دارد نسبت به شاخصهای دیگر برای تحلیل و پایش خشکسالی بهویژه خشکسالی کشاورزی معتبرتر خواهد بود. همچنین نتایج نشان داد در این استان سالهای ۲۰۰۰، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۸ خشکترین سالها در بازه زمانی ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۲ میلادی هستند و فراوانی خشکسالی بهطور کلی در نیمه غربی استان بیشتر مشاهده میشود.
رضا جعفری، حکیمه صنعتی،
جلد ۲۵، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
مناطق جنوبی استان کرمان بهطور مکرر دچار طوفانهای گردوغبار است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف شناسایی کانونها از طریق پارامترهای مؤثر نظیر پوشش گیاهی، دمای سطح زمین، رطوبت سطح زمین، بافت خاک و شیب زمین و همچنین آشکارسازی طوفان برخاسته از کانونهای شناسایی شده توسط الگوریتمهای مختلف با استفاده از ۳۱ تصویر مودیس در سال ۲۰۱۶ و دادههای مدل رقومی ارتفاع شاتل فضایی در این مناطق انجام گرفت. پس از نرمالسازی پارامترها، نقشه کانونها توسط منطق فازی تولید و با استفاده از ماتریس خطا و نقشه کانونهای موجود ارزیابی شد. نتایج نشان داد که کلاسهای کم، متوسط و شدید- بسیار شدید بهترتیب ۳۰/۵ %، ۳۹/۵۵ % و ۲۹/۸۵ % از کانونهای منطقه مطالعاتی را تشکیل داده و با کانونهای موجود دارای صحت کلی حدود ۷۰ درصد و با کلاس شدید- بسیار شدید بیش از ۸۷ درصد تطابق دارد. آشکارسازی طوفانهای برخاسته از کانونهای پهنه بندی شده نیز گواهی بر شرایط بحرانی منطقه مطالعاتی داشت. بهعلت تکرارپذیری و قابلیت توزیع کمی نقشه کانونها در مقیاس پیکسل، میتوان از آن برای بروزرسانی نقشه های موجود و مدیریت بهینه بحران گردوغبار در منطقه استفاده کرد.
علی رضا واعظی، سمیرا رضائی پور، محمد بابااکبری، فرشته آذری فام،
جلد ۲۷، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده
بهبود ویژگیهای فیزیکی خاک و افزایش نگهداشت آب در خاک از راهکارهای مدیریتی در حفظ منابع آب و خاک و افزایش عملکرد محصول در کشتزارهای دیم گندم هستند. این پژوهش بهمنظور بررسی نقش جهت خاکورزی و مقدار مصرف کاه و کلش گندم در بهبود برخی ویژگیهای فیزیکی خاک در یکی از کشتزارهای دیم گندم در زنجان انجام شد. آزمایش مزرعهای در دو جهت خاکورزی: موازی شیب و روی خطوط تراز و پنج سطح کاه و کلش گندم (اختلاط بقایای گندم به مقدار صفر، ۲۵، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰ درصد پوشش سطح معادل با ۶ تن در هکتار) در قالب طرح بلوکهای کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. در مجموع ۳۰ کرت به ابعاد ۲ متر در ۵ متر احداث شد. بر اساس نتایج، نفوذپذیری و محتوای رطوبتی خاک بهشدت تحت تأثیر جهت خاکورزی بودند؛ در حالی که اثرهای آن بر ظرفیت نگهداری خاک چشمگیر نبود. این ویژگی فیزیکی خاک تحت تأثیر ویژگیهای ذاتی خاک از جمله توزیع اندازه ذرات بود. تغییر جهت خاکورزی از موازی شیب به روی خطوط تراز موجب بهبود نفوذپذیری خاک (۱۱ درصد) و محتوای رطوبتی (۹درصد) شد. همه ویژگیهای فیزیکی خاک تحت تأثیر مقدار مصرف کاه و کلش گندم قرار گرفتند. افزایش محتوای رطوبتی خاک در تیمارهای مالچدهی شده همگام با افزایش ظرفیت نگهداری آب خاک و سرعت نفوذ آب بود. بیشترین مقدار رطوبت حجمی خاک در تیمار ۱۰۰ درصد مالچ (۱۰/۶۲درصد) بود که نسبت به تیمار شاهد ۱۱ درصد افزایش نشان داد. با این حال تفاوتی معنیدار بین تیمار ۱۰۰ درصد مالچ و تیمار ۷۵ درصد وجود نداشت. بهطور کلی این مطالعه نشان داد، بهکارگیری سطح ۷۵ درصد مالچ کاه وکلش و خاکورزی روی خطوط تراز در کشتزارهای دیم بهعنوان راهکار اساسی برای بهبود ویژگیهای فیزیکی خاک و مهار هدررفت آب در کشتزارهای دیم مناطق نیمهخشک است.
محمد تاج سعید، مهدی قیصری، الهام فاضل نجف آبادی، رضا جعفری، الهه سیفی پورنقنه،
جلد ۲۸، شماره ۳ - ( ۸-۱۴۰۳ )
چکیده
رطوبت خاک یکی از عوامل مهم و تعیینکننده برای رشد گیاه، میزان تبخیر و تعرق و همچنین مدیریت آبی در مزرعه است. به همین منظور سنجش آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. سطح زمین دارای تنوع زیادی در رطوبت خاک بوده و سنجش و اندازهگیری آن به شیوههای مختلف انجام میگیرد. بهدلیل مشکلاتی که روشهای تماسی اندازهگیری رطوبت خاک دارد، امروزه سنجشازدور به دلیل اینکه که امکان تحلیل و پایش رطوبت خاک را در مقیاسهای بزرگ و جهانی فراهم میکند، مورد توجه واقع شده است. در این پژوهش از دادههای ماهوارهای و رطوبتهای اندازهگیریشده در مزارع انتخابی واقع در دشت هرمزآباد استفاده و این دادهها تحلیل و مقایسه شدهاند. دادههای ماهواره سنتینل-۲ با سامانه گوگل ارث انجین تحلیل شدهاند. نتایج این پژوهش نشان داد که اگر چه استفاده از شاخصهای سهگانه بهمنظور کاربرد در مدل OPTRAM برای برآورد رطوبت دقت زیادی ندارند، ولی بااینوجود استفاده از شاخص گیاهی EVI نتایج بهتری نسبت به دو شاخص دیگر ارائه کردهاست.