<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> نشریه علوم و فناوری جوشکاری ایران </title>
<link>http://jwsti.iut.ac.ir</link>
<description>مجله علمی-پژوهشی علوم و فناوری جوشکاری ایران - مقالات نشریه - سال 1403 جلد10 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1403/9/11</pubDate>

					<item>
						<title>کامپوزیت‌سازی آلیاژلحیم نرم بدون سرب به روش اتصال نورد انباشتی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=461&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;لحیم کاری نرم از پرمصرف ترین فرایندهای اتصال دهی در صنعت الکترونیک است. بهبود خواص فیزیکی و مکانیکی و همچنین کنترل تشکیل و رشد ترکیبات بین فلزی، زمینه ساز گسترش تحقیقات در زمینه کامپوزیت سازی شده است. توزیع یکنواخت از ذرات سخت در زمینه لحیم،  طوری که خواص فیزیکی و مکانیکی را بهبود بخشد می تواند معیاری موفقیت آمیز برای رسیدن به آلیاژهای لحیم کامپوزیتی باشد. در این پژوهش با بهره گیری از روش اتصال دهی نورد انباشتی (ARB)، کامپوزیت سازی آلیاژ لحیم نرم بدون سرب SAC0307 با استفاده از میکروذرات کبالت انجام شد. در ادامه جهت بررسی کارایی روش کامپوزیتی به کارگرفته شده، ورق های لحیم تولید شده به این روش از نظر ریزساختاری، مکانیکی و فیزیکی مورد بررسی قرار گرفت. بررسی های ریزساختاری نشان دهنده توزیع مناسب ذرات تقویت کننده کبالت درزمینه لحیم بعد از3 پاس ARB بود. همچنین، با افزایش درصد کبالت اندازه ترکیبات بین فلزی Cu6Sn5 در آلیاژ لحیم غیرکامپوزیتی از&amp;micro;m&lt;span style=&quot;color:#ffffff;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:8px;&quot;&gt;م&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;9 به &amp;micro;m&lt;span style=&quot;color:#ffffff;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:8px;&quot;&gt;م&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;5 در آلیاژ لحیم کامپوزیتی با 1 درصد وزنی کبالت کاهش یافت. در ادامه با بررسی تغییرات شکل و اندازه دانه های &amp;beta;-Sn، وقوع و تسریع فرایند های ترمیمی (بازیابی و تبلور مجدد) با حضور ذرات تقویت کننده کبالت در زمینه لحیم نشان داده شد. بررسی های خواص مکانیکی ورق های تولید شده، افت 20 درصدی استحکام مکانیکی اتصال بین لایه های ورق لحیم کامپوزتی را نشان داد. همچنین، نتایج آزمون کشش نشان دهنده افزایش 28 درصدی استحکام کششی و کاهش 31 درصدی ازدیاد طول آلیاژ لحیم کامپوزیتی با 1 درصد وزنی کبالت است. از طرفی نتایج آزمونDSC، تغییر ناچیز دمای ذوب ورق های آلیاژ لحیم کامپوزیتی را نشان داد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مجتبی موحدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر زمان عملیات و ضخامت لایه واسطه بر خواص سیستم اتصالی  AISI316L/BNi-2/WC-Co با روش فاز مایع گذرا</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=466&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این پژوهش فولاد زنگ نزن 316L و سرمت WC-10Co توسط روش اتصال فاز مایع گذرا با استفاده از لایه میانی BNi-2 در دو ضخامت 25 و 50 میکرومتر به یکدیگر متصل شدند. فرایند اتصال نمونه ها در دمای 1050 درجه سانتی گراد و در زمان های نگهداری 1، 15 و 30 دقیقه انجام شد. پس از انجام عملیات اتصال ریزساختار اتصالات ایجاد شده با استفاده از میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به سیستم آنالیز تفکیک انرژی مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش های ریزسختی سنجی و تنش کششی-برشی نیز جهت مطالعه رفتار مکانیکی نمونه ها انجام گرفت. بررسی های ریزساختاری نشان داد که مکانیزم شکل گیری ناحیه انجمادی در تمامی نمونه ها، مکانیزم انجماد همدما بوده و در اثر انجام اتصال یک ناحیه انجمادی همدما ایجاد می شود. همچنین تنها فاز موجود در منطقه انجمادی هم دما محلول جامد پایه نیکلی بود. در منطقه متأثر از نفوذ سمت ماده پایه فولادی فارغ از ضخامت لایه میانی بورایدهای کمپلکس و در منطقه متأثر از نفوذ سمت ماده WC-Co فاز ترد و شکننده اتا ایجاد شد. بررسی ریزسختی نمونه ها نشان داد که حداکثر سختی در تمامی نمونه ها متعلق به ماده پایه WC-Co و در حدود 1100 ویکرز بوده که دلیل آن وجود ذرات سخت WC بود. همچنین حداکثر استحکام کششی-برشی حدود 240 مگاپاسکال و متعلق به نمونه متصل شده در زمان 15 دقیقه با استفاده از لایه میانی با ضخامت 50 میکرومتر بود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی رفیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر پودر نیکل و عمق نفوذ ابزار بر ریزساختار و خواص مکانیکی جوش همزن اصطکاکی لب‌ روی‌هم آلومینیم-مس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=473&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این پژوهش، تأثیر پودر نیکل به عنوان لایه واسط و عمق نفوذ ابزار بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصالات لب روی هم ورق آلومینیم 1050 (ورق فوقانی) و مس خالص (ورق تحتانی) هر دو به ضخامت 2 میلیمتر بررسی شده است. جهت اضافه نمودن پودر نیکل از یک شیار تراشیده شده به عرض و عمق 1 میلیمتر در کف ورق آلومینیم استفاده گردید. جوشکاری همزن اصطکاکی لب روی هم با استفاده از ابزار فولاد گرم کار با قطر شانه، قطر و ارتفاع پین به ترتیب برابر با 16، 4 و 1/2 میلیمتر، سرعت چرخش ابزار 950 دور بر دقیقه، سرعت پیشروی ابزار 85 میلیمتر بر دقیقه، زاویه ابزار 2 درجه و عمق نفوذ ابزار متفاوت برابر با صفر، 05/0 و 1/0 میلیمتر انجام شد. نتایج نشان داد که در نمونه ای با عمق نفوذ صفر، به دلیل عدم تولید حرارت کافی و تغییرشکل پلاستیک مناسب و متعاقب آن ایجاد عیوبی مانند نقص های تونلی اتفاق افتاد. با افزایش عمق نفوذ ابزار به 05/0 میلیمتر، ترکیبات بین فلزی Al3Ni2، Al7Cu4Ni و Cu3.8Ni به صورت یکنواخت و نازک در ناحیه فصل مشترک تشکیل شده و منجر به بهبود کیفیت اتصال و افزایش استحکام کششی تا 2/185 مگاپاسکال و کرنش شکست 7/8 درصد شد. در نمونه ای با عمق نفوذ 1/0 میلیمتر، ترکیبات بین فلزی ضخیم تر تشکیل شدند که با وجود افزایش سختی موضعی، منجر به کاهش استحکام کششی و کرنش شکست به ترتیب به 6/136 مگاپاسکال و 7/6 درصد گردید. این مطالعه نشان می دهد که در شرایط تهیه نمونه های جوشکاری در تحقیق حاضر، عمق نفوذ 05/0 میلیمتر بهینه ترین شرایط را برای جوشکاری همزن اصطکاکی لب روی هم آلومینیم-مس در حضور پودر نیکل فراهم می کند.&lt;/div&gt;</description>
						<author>اکبر حیدرزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رفتار مکانیکی و ریزساختار ورق‌های فولاد زنگ‌نزن  AISI316L  جوش‌داده‌شده به روش جوشکاری مقاومتی نقطه‌ای با استفاده از لایه واسط مس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=477&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در پژوهش حاضر به بررسی خواص مکانیکی و ریزساختار ورق های فولاد زنگ نزن گرید L316 جوش داده شده به روش جوشکاری مقاومتی نقطه ای با استفاده از لایه واسط مس پرداخته شد. در همین راستا دو حالت، یکی بدون استفاده از لایه واسط و دیگری با استفاده از لایه واسط مس در جریان های مختلف اتصال داده شدند. به منظور انتخاب جریان بهینه برای هر دو نوع اتصال ابتدا آزمون کشش انجام شد. پس از آن بررسی های ریزساختاری، ارزیابی های ریزسختی، توزیع عنصری و حالت شکست بر روی نمونه های بهینه انجام شد. بنابر نتایج بدست آمده با افزایش جریان الکتریکی حرارت ورودی در حوضچه جوش تا حد مناسبی بالا رفته و خواص مکانیکی با ریزتر شدن دانه های ناحیه جوش بهبود یافته است. همچنین بدلیل بهینه بودن جریان الکتریکی در هر دو نمونه &amp;quot;با و بدون&amp;quot; لایه واسط، هر دو نمونه دچار شکست محیطی شدند که نشان از استحکام بالای فصل مشترک و نقطه جوش آن ها دارد. تغییرات ترکیب شیمیایی در نواحی مختلف جوش ناچیز بوده و توزیع عناصر در تمامی نواحی یکنواخت گزارش شد. همچنین بیشترین سختی با حرکت از سمت فلز پایه به سمت مرکز جوش به فلز جوش اختصاص داشت و سپس به ترتیب فلز پایه و ناحیه متاثر از حرارت قرار داشتند. با نتایج بدست آمده از بررسی های ریزساختاری نیز مطابقت داشت.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مسعود عطاپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی حرارت ورودی برتحولات ریزساختاری و خواص مکانیکی اتصال غیرمشابه فولاد D6AC  به VCN 200 (1.6580) در جوشکاری GTAW</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=474&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این تحقیق اثر حرارت ورودی بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال دو فولاد نامشابهD6AC&amp;nbsp; و VCN 200 بررسی شد. بدین منظور نمونه ها با شدت جریان های 130، 145 و 160 آمپر با فرایند&amp;nbsp;GTAW و با استفاده از سیم جوش ER120 SG با قطر 4/2mm جوشکاری شدند. نتایج متالوگرافی نشان داد ریزساختار فلزجوش شامل فازهای مارتنزیت و فریت سوزنی بود که با افزایش حرارت ورودی کسر حجمی فریت از 5 به %32 افزایش و مورفولورژی فریت از سوزنی به فریت چند وجهی بدلیل کاهش نرخ سرمایش تغییر یافته است. منطقه HAZ دارای ریزساختار بینیت، مارتنزیت و فریت بود. بیشترین مقدار استحکام در نمونه جوشکاری شده با حرارت ورودی کم بدست آمد. با افزایش حرارت ورودی استحکام کششی از 1154 بهMPa &lt;span style=&quot;font-size:8px;&quot;&gt; &lt;span style=&quot;color:#ffffff;&quot;&gt;م&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;965 کاهش یافته است. همچنین با افزایش حرارت ورودی، انرژی ضربه در منطقه جوش بدلیل افزایش فازهای پایدار افزایش، و در منطقه HAZ&amp;nbsp; بدلیل رشد دانه های آستنیت اولیه و کاهش اثر قفل شوندگی مرز دانه ها کاهش یافته است. نتایج حاصل از شکست نگاری نشان داد شکست در منطقه جوش با حرارت ورودی کم، شکست ترد، و در منطقه HAZ ترکیبی از شکست نرم و ترد اتفاق افتاده است. با افزایش حرارت وردی در منطقه جوش شکست کاملا نرم و در منطقه HAZ شکست ترد بدلیل رشد دانه رخ داده است.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مجید بلباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر زمان بر اتصال فاز مایع گذرای آلیاژ تیتانیوم Ti-6242 تولید شده به روش ذوب پرتوی الکترونی به فولاد زنگ‌نزن AISI316L</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=480&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;روش های ساخت افزودنی شاهد پیشرفت های زیادی در سال های اخیر بوده است ولی پژوهش کافی برای اتصال این قطعات با آلیاژهای مرسوم انجام نشده است. مطالعه حاضر برای ارزیابی اتصال بین فولاد زنگ نزن آستنیتی 316L و آلیاژ Ti-6242 ساخته شده به روش ذوب پرتوی الکترونی، با استفاده از روش فاز مایع گذرا، انجام شد. اتصال فاز مایع گذرا با استفاده از لایه میانی مس و فراوری در کوره خلاء انجام، و تاثیر زمان فرایند و زبری سطح بر کیفیت اتصال بررسی شد. برای مشخصه یابی نمونه ها از بررسی های ریزساختار نوری و الکترونی روبشی، پراش اشعه ایکس، استحکام برشی و زبری سنجی استفاده شد. نتایج نشان داد که با کاهش زبری سطح، استحکام برشی افزایش می یابد. همچنین مدت زمان فرایند، تأثیر قابل توجهی بر نفوذ عناصر، تشکیل ترکیبات بین فلزی مانند FeTi و TiCu و استحکام برشی اتصالات داشت. بالاترین استحکام برشی اتصال برابر با ۲۰۰ مگاپاسکال و در شرایط آماده سازی سطح سنباده زنی و پولیش شده و اتصال در دما و زمان 980 درجه سانتی گراد و 120 دقیقه به دست آمد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>بهزاد نیرومند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فرایند اصطکاکی هم‌زدنی نانوکامپوزیت مس-نقره-کاربید سیلیسیم: ریزساختار، خواص مکانیکی و سایشی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=476&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این پژوهش، کامپوزیت مس-نقره-کاربید سیلیسیم با استفاده از فرایند اصطکاکی هم زدنی ساخته شد. ذرات تقویت کننده SiC در ابعاد نانو و میکرو استفاده شدند. به منظور ارزیابی خواص ریزساختاری از آنالیز پراش پرتو ایکس، میکروسکوپ الکترونی روبشی و میکروسکوپ نوری استفاده شد. ارزیابی خواص مکانیکی از طریق میکروسختی سنجی، آزمایش کشش و از آزمایش پین بر روی دیسک برای ارزیابی رفتار سایشی کامپوزیت استفاده شد. نتایج آنالیز اشعه ایکس حضور دو فاز زمینه محلول جامد CuAg به همراه ذرات SiC را آشکار کرد که نشان دهنده تشکیل کامپوزیت Cu-Ag-SiC بود. این موضوع حاکی از کاهش اندازه دانه زمینه CuAg بود. استفاده از فرایند اصطکاکی هم زدنی FSP در حضور ذرات تقویت کننده و بدون آن منجر به کاهش اندازه بلورک و میانگین اندازه دانه نسبت به نمونه بدون FSP شد. به طوری که اندازه دانه نمونه بدون FSP و نمونه FSP شده بدون ذرات تقویت کننده و با ذرات تقویت کننده نانو به ترتیب در حدود3/46، 2/19 و 6/3 میکرومتر بدست آمد. کاهش اندازه دانه، ریزتر شدن ذرات تقویت کننده کاربید سیلیسیم از میکرو به نانو و افزایش کسرحجمی ذرات تقویت کننده بیشترین تاثیرات را بر میزان سختی گذاشتند به نحوی که استفاده از ذرات میکرو در کسر حجمی بیشتر، سختی به بالاترین مقدار خود یعنی 123 ویکرز رسید. سایش در نمونه قبل از FSP به علت ماهیت نرم بودن آن از نوع سایش چسبان و بعد از FSP در نمونه بدون ذرات تقویت کننده سایش چسبان کاهش پیدا کرد و در اثر افزودن ذرات تقویت کننده میکرو و نانومتری کاربید سیلیسیم به طور کلی مکانیزم سایش به خراشان تغییر پیدا کرد. به عنوان یک نتیجه کلی می توان بیان نمود که استفاده از ذرات تقویت کننده نانومتری کاربید سیلیسیم بوسیله فرایند اصطکاکی هم زدنی منجر به تولید کامپوزیت&amp;nbsp; Cu-Ag-SiC با خواص مکانیکی بالا می شود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مسعود کثیری عسگرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر متغیرهای فرایند جوشکاری اصطکاکی تلاطمی بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال آلومینیوم/پلی‌پروپیلن</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=464&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این پژوهش، اثر متغیرهای فرایند جوشکاری اصطکاکی تلاطمی (سرعت انتقالی ابزار در بازه  50 تا 150 میلی متر بر دقیقه و سرعت چرخشی ابزار در بازه  300 تا 1100 دور بر دقیقه) بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال آلومینیوم AA5052 به پلی پروپیلن PP-Z30S مورد مطالعه قرار گرفت. بررسی های ریزساختاری با میکروسکوپ های نوری و الکترونی روبشی نشان داد ایجاد اتصال با تشکیل قفل های مکانیکی به شکل قطعات لنگر مانندی از جنس آلومینیوم همراه است. به علاوه مشاهده شد که کاهش حرارت ورودی (با افزایش سرعت خطی و یا کاهش سرعت چرخشی ابزار) موجب افزایش اندازه  این لنگرها می شود. نتایج آزمون کشش-برش نشان داد که افزایش سرعت انتقالی ابزار از 50 به 100 میلی متر بر دقیقه با افزایش اندازه  لنگرها موجب افزایش نیروی شکست (حدود %10) می شود. اگرچه، افزایش بیشتر سرعت چرخشی، بدلیل ایجاد عیوب و حفرات در فصل مشترک اتصال، نیروی شکست را کاهش داد (از 235 به 181 نیوتن). افزایش سرعت چرخشی از 300 تا 900 دور بر دقیقه نیز با ایجاد لنگرهای عمود بر سطح پلیمر و با عمق نفوذ بیشتر، موجب افزایش استحکام اتصال (تا حدود %70) شد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مجتبی موحدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر افزودن کروم بر ریزساختار و خواص تریبولوژیکی روکش آلومیناید آهن تولید شده توسط فرایند GTAW</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=472&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این مطالعه، تشکیل ترکیبات بین فلزی Fe&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;Al و Fe,Cr&lt;sub&gt;3)&lt;/sub&gt;Al ) و تأثیر کروم بر ریزساختار و خواص مکانیکی روکش دوتایی Fe-Al از جمله سختی و مقاومت در برابر سایش، مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، ابتدا پودرهای آهن و آلومینیوم در مرحله اول بدون پودر کروم و در مرحله دوم با افزودن پودر کروم در آسیاب سیاره ای با انرژی بالا مخلوط و ترکیبات بین فلزی Fe&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;Al و Fe,Cr&lt;sub&gt;3)&lt;/sub&gt;Al ) سنتز شدند. پودرهای از پیش قرار داده شده بر سطح فولاد CK45 با استفاده از فرایند جوشکاری قوس تنگستن گاز، روکش کاری شدند. ریزساختار، فازهای تشکیل شده و خواص لایه های روکش ایجاد شده با استفاده از میکروسکوپ نوری، میکروسکوپ الکترونی روبشی، آنالیز پراش پرتو ایکس، سختی سنجی میکرو و ماکرو، طیف سنجی توزیع انرژی پرتو ایکس و آزمایش سایش پین روی دیسک در سه دمای 25، 200 و 500 درجه سانتی گراد بررسی شدند. نتایج نشان داد که ریزساختار روکش دوتایی Fe-Al شامل دندریت های Fe&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;Al با رشد غیراپیتاکسیال است. این رشد غیراپیتکسیال نتیجه تفاوت ترکیب شیمیایی پوشش و زیرلایه در فصل مشترک پوشش و زیرلایه است که باعث شکل گیری کریستال های جدید در فصل مشترک شده است. این درحالی است که ریزساختار روکش سه تایی Fe-Al-Cr شامل تیغه های مارتنزیتی درون زمینه Fe,Cr&lt;sub&gt;3)&lt;/sub&gt;Al ) می باشد. نتایج آزمایش های سختی نشان داد که سختی روکش سه تایی دو برابر روکش دوتایی (به ترتیب30 و 60راکول سی برای روکش  های دوتایی و سه تایی) است. همچنین مشخص شد که حضور عنصر کروم در روکش Fe-Al مقاومت در برابر سایش لایه های رسوبی را بهبود می بخشد. مکانیسم سایش غالب در پین Fe&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;Al سایش چسبان بود، در حالی که برای پین Fe,Cr&lt;sub&gt;3)&lt;/sub&gt;Al ) علاوه بر سایش چسبان، سایش خراشان ریزشخم نیز مشاهده شد. میزان کاهش وزن هر دو پین در دمای محیط حداکثر و در دمای 500 درجه سانتی گراد حداقل بود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی رفیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ریزساختار و رفتار خوردگی فولاد کم‌آلیاژ (AH36) روکش‌کاری شده به روش جوشکاری قوسی تنگستن (GTAW) با سیم جوش از جنس نیکل و مس</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=478&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروزه در دنیا به منظور دستیابی هم زمان به خواص چند آلیاژ متفاوت در کاربردهای مهم نظیر خودروسازی و دریایی، استفاده از روش روکش کاری سطح مرسوم است. پوشش دهی به روش جوشکاری (روکش کاری) یکی ازروش های پراستفاده در اصلاح سطح قطعات و ورق های فلزی در صنعت است. فولاد کم آلیاژ&amp;nbsp; AH36 یک از فولادهای مورد استفاده در صنعت کشتی سازی به شمار می رود که به جهت چقرمگی و مقاومت به خوردگی خوب، شهرت فراوانی در بین سایر فولادهای مورد استفاده در این صنعت پیدا کرده است. در این تحقیق به منظور بهبود خواص خوردگی این فولاد، فرایند روکش کاری به روش جوشکاری قوسی تنگستن با گاز محافظ با استفاده از سیم جوش از جنس مس/نیکل انجام شد. سپس دو نمونه از قسمت های با و بدون روکش تحت عنوان فلزپایه و فلزجوش تهیه شده و مورد بررسی های ریزساختاری و خوردگی قرار گرفت. نتایج حاصل حاکی از افزایش اندازه دانه در منطقه متأثر از حرارت نمونه&amp;nbsp; فلزجوش و به دنبال آن کاهش خواص مکانیکی بود. آزمون پلاریزاسیون سیکلی نشان داد که فلز پایه حساسیت بالاتری به خوردگی حفره ای نسبت به فلز جوش دارد. همچنین، فلزجوش تمایل بالاتری برای ترمیم مجدد حفرات از خود نشان داد. نتایج آزمون امپدانس الکتروشیمیایی الکتروشیمیایی نشان داد که نمونه فلزپایه و فلزجوش مدار معادل تک حلقه ای دارند. قطر حلقه نایکوییست بزرگتر فلزپایه نسبت به فلزجوش نشان دهنده رفتار بهتر خوردگی یکنواخت فلزپایه نسبت به فلزجوش بود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مسعود عطاپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روکش‌کاری کلمونوی ۶ بر روی فولاد ساده کربنی با جوشکاری قوس انتقالی پلاسما و قوس تنگستن: مقایسه ریز ساختار و خواص سایشی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=481&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فولادهای ساده کربنی با توجه به ارزان بودن آن ها کاربردهای مختلفی در صنعت دارند ولی خواص مکانیکی و مقاومت سایشی مطلوبی ندارند. اعمال پوشش های سخت و مقاوم به سایش کارایی و حوضه کاربرد آن ها را افزایش می دهد. پوشش کلمونوی۶ (Colmonoy6) از جنس سوپر آلیاژهای پایه نیکل می باشد که باعث افزایش سختی و مقاومت در برابر سایش، فرسایش و خوردگی سطح می شود. هدف این پژوهش بررسی خواص سایشی روکش سخت و مقاوم به سایش کلمونوی۶ بر روی زیرلایه فولاد ساده کربنی می باشد. در این تحقیق روکش کلمونوی۶با استفاده از فرایند جوشکاری به دو روش قوس انتقالی پلاسما وقوس تنگستن و در شرایط یکسان انجام شد. خصوصیات ریزساختاری و رفتار سایشی نمونه ها در دماهای مختلف باهم مقایسه شدند. بررسی های ریزساختاری توسط میکروسکوپ های نوری و الکترونی، و آنالیزهای فازی توسط آنالیز پراش پرتو ایکس صورت گرفت. آزمون سایش پین بر روی دیسک در سه دمای ۲۵، ۳۰۰ و ۶۰۰ درجه سانتی گراد و با استفاده از پین سرامیکی آلومینایی انجام شد. بررسی های ریزساختاری روکش، تشکیل محلول جامد غنی از نیکل دندریتی، وترکیبات بورایدی و کاربیدی بین دندریتی در روکش ها که موجب افزایش سختی و بهبود مقاومت سایشی می شوند را تایید کردند. نتایج نشان داد که در هر دو روش روکش کاری، مکانیزم سایش در دمای اتاق از نوع سایش خراشان ملایم، در حالی که در دمای ۶۰۰ درجه، مکانیزم سایش از نوع تغییر شکل پلاستیکی است که بترتیب دارای عمق شیار سایشی در حدود ۳5-۳3 میکرون، و ۵5-۵0 میکرون می باشند. در هر دو روش، سختی روکش تقریبا عدد ۶۰۰ ویکرز را نشان داد که افزایش چند برابری نسبت به زیرلایه دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که عواملی به غیر از سختی در تعیین رفتار سایشی نقش بازی می کنند که از آن جمله می توان به پایداری ریزساختاری و توزیع فازها در دمای بالا اشاره کرد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>خلیل رنجبر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سینتیک انحلال رسوبγ&#039; در سوپرآلیاژ پایه نیکل IN738LC  با استفاده از عملیات حرارتی قوسی</title>
						<link>http://iutjournals.iut.ac.ir/jwsti/browse.php?a_id=482&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سوپرآلیاژ پایه نیکل IN738LC به طور گسترده در صنایع نیروگاهی و ساخت پره توربین گاز مورد استفاده قرار می&amp;rlm;گیرد. مکانیزم اصلی استحکام&amp;rlm;دهی این آلیاژ رسوب سختی ناشی از رسوبات &amp;gamma; &amp;#39;&amp;nbsp; است. این رسوبات نقش مهمی در تعیین خواص مکانیکی این آلیاژ دارند و تحت عملیات حرارتی، میزان و مورفولوژی آن ها دچار تغییر می&amp;rlm;شود. در این پژوهش، جهت بررسی نحوه تکامل رسوبات &amp;gamma; &amp;#39;&amp;nbsp; حین عملیات حرارتی، تعدادی نمونه&amp;rlm; های آنیل محلولی شده، تحت عملیات حرارتی قوسی قرار گرفتند. در این عملیات حرارتی با استفاده از اعمال حرارت ناشی از قوس ساکن، محدوده دمایی از دمای محیط تا بالای نقطه ذوب در نمونه ایجاد می شود. با استفاده از این فرایند، نمونه&amp;rlm; هایی با شدت جریان های 100 آمپر به مدت  زمان 1 و 2 و 15 دقیقه عملیات حرارتی شدند. برای بررسی های تجربی و ریاضی از میکروسکوپ الکترونی، پردازش تصویر و مدل انتقال حرارت گذرا با تقارن محوری استفاده شد. در ادامه با استفاده هم زمان از نتایج تجربی و عددی، یک مدل ریاضی برای سینتیک انحلال رسوبات &amp;gamma; &amp;#39; در منطقه متأثر از حرارت این جوش ها ارائه شد. نتایج میکروسکوپ الکترونی نشان دادند که میزان انحلال و شکل رسوبات &amp;gamma; &amp;#39;&amp;nbsp; به شدت تحت تأثیر فاصله از منبع حرارتی است. میزان انرژی اکتیواسیون انحلال رسوبات &amp;gamma; &amp;#39;&amp;nbsp; با افزایش زمان، افزایشی بوده و مقدار آن نیز بین 40 تا 80 کیلوژول بر مول به دست آمد.&lt;/div&gt;</description>
						<author>اسلام رنجبرنوده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
