8 نتیجه برای عشیری
روح اله عشیری، مرتضی شمعانیان، حمیدرضا سلیمی جزی، یئونگ دو پارک، محمدرضا سلمانی،
دوره 6، شماره 2 - ( نشریه علوم و فناوری جوشکاری ایران 1399 )
چکیده
در حال حاضر، بکارگیری فولادهای پیشرفته خودرویی در بدنه خودرو به عنوان یک استراتژی داغ و کاربردی در بسیاری از خودروسازهای بزرگ دنیا دنبال می شود. مطالعه جوش پذیری و چالش های جوشکاری این فولادها در فرآیند جوشکاری مقاومتی نقطه ای به عنوان فرآیند عمده اتصال در صنعت خودرو لازمه استفاده از قابلیت های برجسته مکانیکی این فولادها در بدنه خودرو است. این مطالعه می تواند نقش بسزایی در بهبود عملکرد مکانیکی جوش های مقاومتی نقطه ای از فولادهای پیشرفته خودرویی داشته باشد. بررسی ها نشان می دهد که این فولادها حین فرآیند جوشکاری مقاومتی نقطه ای با چالش های متعدد و متفاوتی مواجه اند که این مقاله سعی دارد این چالش ها و مکانیزم و علل رخداد آنها و راهکارهای احتمالی جلوگیری یا مهار آنها را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
روح اله عشیری، امیرحسین اسدی، مسعود گودرزی، محمد سعید شهریاری،
دوره 9، شماره 2 - ( مقالات آماده انتشار 1405 )
چکیده
چکیده
در این پژوهش، تأثیر شدت جریان در فرآیند جوشکاری قوسی تنگستن–گاز (GTAW) بر رفتار جوشکاری تعمیری سوپرآلیاژ پایه کبالت MAR-M509 با استفاده از چهار فلز پرکنندهHAYNES-188 ، HAYNES-25، MAR-M918 و FSX-414 مورد بررسی قرار گرفت. عملیات جوشکاری در پنج سطح شدت جریان 50، 60، 70، 80 و 90 آمپر انجام شد و تأثیر تغییرات حرارت ورودی بر ویژگیهای هندسی جوش، میزان رقت، ریزساختار ناحیه ذوب (FZ)، ناحیه متأثر از حرارت (HAZ) و توزیع سختی ارزیابی گردید. نتایج ماکروسکوپی نشان داد که در شدت جریانهای پایین، به دلیل حرارت ورودی ناکافی، ناپیوستگیهایی از نوع عدم ذوب کامل (LOF) در برخی نمونهها مشاهده شد، در حالیکه در شدت جریانهای 80 و 90 آمپر نفوذ کامل در تمامی فلزات پرکننده حاصل گردید. همچنین نتایج نشان داد که با افزایش شدت جریان، میزان رقت بهطور کلی افزایش یافته و سهم فلز پایه در ترکیب ناحیه ذوب بیشتر شده است. بررسیهای ریزساختاری بیانگر آن بود که افزایش شدت جریان، در نتیجه کاهش سرعت سرمایش، موجب افزایش طول دندریتها، فاصله بازوهای اولیه دندریت (PDAS) و فاصله بازوهای ثانویه دندریت (SDAS) شده و در 90 آمپر رشد قابلتوجه ساختارهای ستونی و درشتشدن ساختار انجمادی در ناحیه ذوب مشاهده گردید. تحلیل پروفیل سختی نشان داد که ناحیه HAZ بیشترین حساسیت را نسبت به تغییرات حرارتی داشته و با افزایش شدت جریان، نوسانات سختی در این ناحیه تشدید میشود که میتواند ناشی از تحولات کاربیدی و تغییرات موضعی ریزساختار باشد. در مجموع، نتایج حاصل از ارزیابی همزمان نفوذ، رقت، رفتار انجمادی و توزیع سختی نشان داد که شدت جریان 80 آمپر با ایجاد تعادل مناسب میان دستیابی به نفوذ کامل، کنترل رشد دندریتی و یکنواختی سختی، بهعنوان شرایط بهینه برای جوشکاری تعمیری سوپرآلیاژ MAR-M509 با فلزات پرکننده پایه کبالت معرفی میشود.
حمیدرضا پوراسکندری، مسعود گودرزی، روح اله عشیری،
دوره 9، شماره 2 - ( مقالات آماده انتشار 1405 )
چکیده
سوپرآلیاژ Inconel 738LC به دلیل حضور گسترده در پرههای توربین گازی و حساسیت بالای ریزساختاری به حرارت، یکی از چالشبرانگیزترین آلیاژها در فرآیندهای جوشکاری به شمار میرود. مهمترین محدودیت جوشکاری این آلیاژ، حساسیت بالا به ترک ذوبی در ناحیه متأثر از حرارت است که ناشی از تشکیل فیلمهای مذاب بیندانهای در حین سیکل حرارتی جوشکاری میباشد. در این پژوهش، اثر فرآیند جوشکاری قوسی تنگستن-گاز با فلاکس فعال (A-GTAW) بر رفتار ناحیه متأثر از حرارت، ضخامت فیلم مذاب و حساسیت به ترک ذوبی در سوپرآلیاژ Inconel 738LC مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، نمونهها با فلاکسهای مختلف تحت شرایط حرارت ورودی تقریباً ثابت جوشکاری شدند و اثر فلاکس فعال بر هندسه جوش، عرض ناحیه متأثر از حرارت و ضخامت فیلم مذاب ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که استفاده از فلاکس فعال، با ایجاد تمرکز قوس و تغییر الگوی جریان مذاب ناشی از اثر معکوس مارانگونی، موجب هدایت مؤثرتر حرارت به سمت عمق قطعه و کاهش انتقال جانبی آن شده است. این موضوع منجر به کاهش عرض ناحیه متأثر از حرارت و کاهش ضخامت فیلم مذاب در برخی نمونهها گردید. همچنین مشخص شد رفتار ترکخوردگی تابعی از برهمکنش میان ضخامت فیلم مذاب و تنش انقباضی حوضچه جوش است. در نمونه بدون فلاکس، علیرغم تشکیل تعداد بیشتری فیلم مذاب، هیچیک به ترک ذوبی تبدیل نشدند که این موضوع به پایداری بیشتر فیلم مذاب و توانایی آن در پر کردن ناپیوستگیها نسبت داده شد. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که فرآیند A-GTAW میتواند از طریق کنترل الگوی انتقال حرارت و شرایط تشکیل فیلم مذاب، بر حساسیت به ترک ذوبی در سوپرآلیاژ Inconel 738LC اثرگذار باشد.
علی بهمنی، روح اله عشیری،
دوره 11، شماره 1 - ( نشریه علوم و فناوری جوشکاری ایران 1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی تغییرات ریزساختاری و خواص مکانیکی جوشهای مقاومتی نقطهای در فولاد استحکام بالای پیشرفته QP980، با تمرکز بر اثرات پوشش روی و تأثیر آن بر تشکیل دکمه جوش، خواص مکانیکی و رفتار شکست جوشها میپردازد. در فرایند تحقیق، از بررسیهای میکروسکوپی، آزمونهای مکانیکی از جمله کشش-برش و میکروسختی استفاده شده و همچنین شبیهسازی اجزای محدود به منظور تعیین پیشینه حرارتی مناطق مختلف جوش انجام گرفت. مشاهده شد که سرد شدن سریع در طول فرایند جوشکاری منجر به تشکیل فازهای ناپایدار مانند مارتنزیت در ناحیه جوش و منطقه متاثر از حرارت میشود. یک مدل اجزای محدود فرایند جوشکاری برای شبیهسازی توزیع گرما و بررسیهای ریزساختاری در مناطق مختلف جوشکاری مورد استفاده قرار گرفت. این مدل نشان داد که رسیدن به دمای بیشینه در طول جوشکاری مقاومتی نقطهای چهار پالسی، به دلیل شرایط جوشکاری پالسی و زمانهای نگهداشتن بین پالسها، به تأخیر میافتد. این تأخیر، در کنار زمان نگهداری مناسب، از تشکیل حفرات جلوگیری میکند. تاریخچه حرارتی شبیهسازی شده توسط مدل اجزا محدود و شرایط گرمایش/خنککاری سریع بهطور مؤثر تکامل و دگرگونی ریزساختار در نواحی مختلف جوش را پیشبینی کرد. علاوه بر این، مطالعه پیشرو رابطه بین ویژگیهای درشتساختاری قطعه با خواص مکانیکی و رفتار شکست جوشها را بررسی میکند. وجود پوشش روی و کاهش مقاومت الکتریکی تماسی ناشی از آن، باعث به تأخیر افتادن تشکیل دکمه جوش در جریانهای جوشکاری پایینتر شد. با این حال، در جریانهای بالاتر، منبع اصلی تولید حرارت از مقاومت تماسی به مقاومت بالک در ورق فولادی تغییر میکند که منجر به تشکیل دکمه جوش بزرگتر در ورقهای پوششدار نسبت به نمونههای بدون پوشش میشود. اگرچه نمونههای بدون پوشش سختی دکمه جوش (با مقدار 512 ویکرز) و استحکام کششی-برشی بالاتری نشان دادند (با بیشینه نیروی تحملشده 28/1 کیلونیوتن در نمونه بدون پوشش و 24 کیلونیوتن در نمونه پوششدار)، اما نمونههای پوششدار توانستند در جریانهای جوشکاری کمتر (۹ کیلوآمپر در مقابل 5/9 کیلوآمپر) به اندازه بحرانی دکمه جوش برای تغییر مد شکست برسند.
رضا صحیحی، سید محمدعلی بوترابی، روح اله عشیری،
دوره 11، شماره 2 - ( نشریه علوم و فناوری جوشکاری ایران 1404 )
چکیده
سوپرآلیاژ Inconel 738LC بهدلیل استحکام ناشی از رسوبات گاما پرایم و حضور فازهای کمذوب، در جوشکاری مستعد ترکهای ذوبی در ناحیه متأثر از حرارت است و این موضوع قابلیت اطمینان اتصال را محدود میکند. در این پژوهش، اثر جریان در جوشکاری قوس تنگستن با گاز محافظ (GTAW) در دو حالت ثابت و پالسی بر جوشپذیری، ریزساختار و خواص مکانیکی این سوپرآلیاژ بررسی شد. برای ارزیابی جوش ها، آزمون کشش در دمای محیط و سختیسنجی ویکرز انجام شد و ریزساختار بهکمک میکروسکوپ الکترونی و نوری مطالعه گردید. نتایج نشان داد پالسیکردن—بهویژه در فرکانسهای بالاتر—با ایجاد نوسان حرارتی کنترلشده و کاهش ورودی حرارت مؤثر، وقوع ترکهای ذوبی را بهطور معناداری کاهش داده و کیفیت اتصال را بهبود میبخشد. این رویکرد با سوقدادن انجماد از دندریتی ستونی به هممحور، کاهش جدایش بیندندریتی و توزیع یکنواختتر و ریزتر کاربیدهای MC، زمینه بهبود استحکام، شکلپذیری و سختی فلز جوش را فراهم میکند. در مجموع، GTAW پالسی روشی کارآمد برای مهار ترکخوردگی و ارتقای عملکرد اتصال در IN738LC است.
امیرحسین جعفرزاده، محمدسعید شهریاری، روحاله عشیری،
دوره 11، شماره 2 - ( نشریه علوم و فناوری جوشکاری ایران 1404 )
چکیده
جوشکاری تعمیری سوپرآلیاژ پایه نیکل اینکونل939 که تحت شرایط کاری 100000 ساعت بود، به روش جوشکاری قوسی تنگستن-گاز با استفاده از فلز پرکن اینکونل617 انجام شد. هدف اصلی در این پژوهش بررسی و تحلیل چالشهای موجود در حین جوشکاری مانند توزیع نامنظم کاربیدهای اولیه MC و تشکیل ترک در منطقه متاثر از حرارت، و همچنین بررسی اثر سیکل عملیاتحرارتی پس از جوشکاری بر ریزساختار و سختی نواحی مختلف جوش میباشد. در حین جوشکاری ترک خوردگی در منطقه متاثر از حرارت به طول 91 میکرومتر مشاهده شد و با توجه به حضور یک لایه ذوب شده و تجمع کاربیدها در اطراف ترک، ترک از نوع ترک ذوبی معرفی شد. سپس بر اثر عملیاتحرارتی پس از جوشکاری، بهبود مشخصههای ریزساختاری و سختی در حوضچه جوش، منطقه ذوب جزیی و منطقه متاثر از حرارت مشاهده شد که این امر موجب همگون شدن پروفیل سختی گردید. مشاهده گردید که عملیاتحرارتی پس از جوشکاری باعث رشد و گسترش ترک تشکیل شده در حین جوشکاری به طول 386 میکرومتر شد که این ترک به دلیل تشکیل و رشد در حین عملیاتحرارتی پس از جوشکاری از نوع ترک پیر کرنشی معرفی شد.
حمیدرضا پوراسکندری، مسعود گودرزی، روح اله عشیری،
دوره 12، شماره 1 - ( نشریه علوم و فناوری جوشکاری ایران 1405 )
چکیده
هدف این پژوش بهبود روش بازسازی سوپرآلیاژ اینکونل 738LC در جهت کاهش احتمال بروز ترک ذوب شدگی میباشد. فرایند جوشکاری قوسی تنگستن-گاز با جریان جوشکاری ۶۰ آمپر روی سوپرآلیاژ اینکونل 738LC انجام شد. از پودر TiO2 بعنوان فلاکس فعال در این پژوهش استفاده شد، نمونه های جوشکاری شده با فلاکس در ۴ غلظت مورد بررسی قرار گرفتند و ریزساختار با میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی روبشی بررسی شد. مشخص شد غلظت اثر بسزایی در اثرگذاری فلاکس داشته و فلاکس با غلظت 1 گرم بر میلیلیتر بیشترین عمق نفوذ را موجب شده و منجر به %۶۸ افزایش عمق نفوذ جوش در نمونه بهینه شد. فلاکس فعال همچنین به مقدار ٪۶۳ افزایش حجم حوضچه مذاب را در نمونه بهینه ایجاد کرد. عرض ناحیه متأثر از حرارت در اثر فلاکس به مقدار ٪۱۲ کاهش یافت. تصاویر ثبت شده و اندازهگیریهای کمّی و کیفی قوس الکتریکی، تمرکز و تنگ شدن ستون قوس پلاسما در حضور فلاکس TiO2 را به روشنی نشان داد. همچنین در بررسی ریزساختار فلز جوش، پدیده مهار رشد دندریتهای ستونی مشاهده شد. مشخص شد، فلاکس TiO2 با کاهش قطر قوس و همچنین فعال نمودن جریان معکوس مارانگونی، موجب افزایش نفوذ و افزایش حجم حوضچه شده و عرض ناحیه متاثر از حرارت را کاهش داد، افزایش حجم حوضچه تنش انقباضی وارده را افزایش داده و منجر به بروز ترک ذوبی برای نمونه با بیشترین حجم حوضچه شد.
امیرسیاوش مجاور، سعید شبستری، روحاله عشیری،
دوره 12، شماره 1 - ( نشریه علوم و فناوری جوشکاری ایران 1405 )
چکیده
در این پژوهش اثر شدت جریان جوشکاری (۹ و ۱۰ کیلوآمپر) و زمان نگهداری (۵ و ۴۰ سیکل) بر میزان جذب انرژی و حالت شکست اتصال ناهمسان دو فولاد DP590 و HSLA440 در فرایند جوشکاری مقاومتی نقطهای بررسی شد. فرایند جوشکاری مقاومتی نقطهای در 4 پالس، زمانهای نگهداری 5 و 40 سیکل و جریان جوشکاری 9 و 10 کیلوآمپر انجام شد. به منظور بررسی خواص کششی نمونهها آزمون کشش با نرخ 1 میلیمتر بر دقیقه انجام شد. همچنین بررسی سطح شکست با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام گرفت. نتایج نشان داد که تغییر جریان از ۹ به ۱۰ کیلوآمپر در زمان نگهداری ۵ سیکل باعث افزایش حدود ۱ کیلونیوتنی بار بیشینه شد، اما در زمان نگهداری ۴۰ سیکل تغییر جریان موجب کاهش حدود ۱٫6 کیلونیوتنی بار بیشینه گردید؛ بنابراین نقش جریان محدود و وابسته به اشباع قطر دکمۀ جوش است. در مقابل، افزایش زمان نگهداری از ۵ به ۴۰ سیکل بیشترین اثر را داشته و جذب انرژی را تا حدود 217 ژول افزایش داد. تحلیل حالت شکست نیز نشان داد که نمونههای دارای زمان نگهداری بیشتر عمدتاً دچار شکست بیرونکشیدگی (PF) شده و انرژی جذبشده بسیار بالاتری نسبت به شکست بینسطحی (IF) داشتند. در مجموع، نتایج نشان میدهد که کنترل سرمایش از طریق افزایش زمان نگهداری، مؤثرترین عامل در افزایش انرژی جذبشده و تغییر حالت شکست در اتصالات DP590/HSLA440 است.