آریا اعتمادی، مسعود کثیری عسگرانی، حمیدرضا بخششی راد، مجتبی صادقی گوغری،
دوره 9، شماره 2 - ( 10-1402 )
چکیده
در این تحقیق اتصال غیرمشابه آلیاژ زیست تخریب پذیر AZ31 به آلیاژ تیتانیومی Ti-6Al-4V به روش جوشکاری اصطکاکی چرخشی و با هدف نهایی ساخت پین یا پیچ دو جنسی ارتوپدی مورد بررسی وارزیابی قرار گرفت. از میکروسکوپ نوری و الکترونی روبشی (SEM) برای بررسی ریزساختار، از پراش پرتو ایکس برای آنالیز فازی و از دستگاه آزمون پیچش و دستگاه ریز سختیسنج برای بررسی خواص مکانیکی و از آزمایش پلاریزاسیون تافل و امپدانس الکتروشیمیایی برای بررسی مقاومت خوردگی استفاده شد. در عملیات جوشکاری، سرعت دورانی 1100، 1200 و 1300 دور بر دقیقه و زمان اصطکاک 2 و 4 ثانیه به عنوان پارامترهای متغیر، و دو پارامتر فشار اصطکاک و فشار فورج به ترتیب به میزان 50 و 40 مگاپاسکال به عنوان پارامترهای ثابت در نظر گرفته شدند. بررسی ریزساختار منطقه اتصال نشان داد که در قسمت آلیاژ تیتانیوم تقریبا هیچگونه تغییر شکلی وجود ندارد، اما در سمت منیزیم بیشترین میزان تغییر شکل و با فاصله گرفتن از خط اتصال به ترتیب، منطقه اتصال(CZ)، منطقه تغییر شکل جزیی (PDZ)، منطقه متاثر از عملیات ترمومکانیکی(TMAZ)ومنطقه تبلور مجدد دینامیکی (DRX) قابل مشاهده میباشند. تشکیل ترکیبات بین فلزی مانند Mg2AlZn، Ti3Al و همچنین ریز شدن دانهها باعث افزایش سختی ناحیه منیزیم مجاور خط اتصال تا 150 ویکرز شد. نتایج آزمون پیچش نشان داد نمونه جوشکاری شده در شرایط سرعت دوران 1200 دور بر دقیقه و در زمان اصطکاک 4 ثانیه دارای بالاترین میزان استحکام برشی و به مقدار 5/81 مگاپاسگال و همچنین دارای بالاترین مقاومت به خوردگی در بین سایر نمونهها میباشد.
پدرام چمنی، حامد ثابت، محسن قنبری حقیقی،
دوره 9، شماره 2 - ( 10-1402 )
چکیده
به منظور بررسی تاثیر پارامترهای سرعت چرخشی و زاویه ابزار بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال آلیاژ AZ91 منیزیم به تیتانیوم خالص تجاری، ورق هایی در ابعاد 4×26×100 میلیمتر آماده سازی شدند. پارامترهای متغیر در این مطالعه سرعت چرخشی (800، 1200 و 2500 دور بر دقیقه) و زاویه ابزار (5/0، 1 و 3 درجه) تعیین شده و سرعت پیشروی ثابت و برابر 32 میلیمتر بر دقیقه در نظر گرفته شد. پس از اجرای جوشکاری نمونهها جهت انجام بررسیهای ریزساختاری و خواص مکانیکی (سختی و کشش) بر طبق استاندارد مربوطه آماده سازی شدند. بررسیهای ریزساختاری نشان داد که ساختار ناحیه جوش CP-Ti/AZ91 شامل دانههای کشیده آلفا بوده و ریزساختار منطقه اختلاط یافته در سمت آلیاژ منیزیم شامل دانههای هم محور α - منیزیم همراه با ترکیبات بین فلزی Mg17Al12 در زمینه میباشد. نتایج حاصل از آزمون کشش نشان داد که بیشترین مقدار استحکام کششی (160 مگاپاسکال) مربوط به سرعت چرخشی 2500 دور بر دقیقه و زاویه پین 1 درجه میباشد. همچنین مشخص شد که سرعت چرخشی 800 دور بر دقیقه همراه با سرعت پیشروی 32 میلیمتر بر دقیقه جهت جوشکاری نمونههای AZ91 به تیتانیوم خالص تجاری مناسب نبوده بطوریکه این نمونهها در حین فرایند آمادهسازی دچار شکست شدند. از طرفی مشاهده شد که افزایش زاویه ابزار نسبت به قطعه کار در ابتدا منجر به افزایش استحکام قطعه از 141 مگاپاسکال به 160 مگاپاسکال شده و سپس تا 132 مگاپاسکال کاهش مییابد. از طرف دیگر نتایج حاصل از آزمون سختی سنجی ویکرز نشان داد که عدد سختی منطقه جوش به طور میانگین برابر 173 ویکرز بوده و از سختی آلیاژ AZ91 (61 ویکرز) بیشتر و به سختی آلیاژ تیتانیوم (167 ویکرز) نزدیک میباشد.
مسعود مصلایی، امین حسین مرشدی،
دوره 9، شماره 2 - ( 10-1402 )
چکیده
در این تحقیق، بهینهسازی قابلیت شبکه عصبی مصنوعی (ANN) بهمنظور پیشبینی استحکام کششی و ازدیاد طول نسبی اتصالات ایجاد شده بر Al-5083 توسط فرایند جوشکاری همزنی اصطکاکی (FSW) مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور با تغییر پارامترهای موثر بر کارایی ANN از قبیل تعداد لایهها و تعداد نورونهای لایههای مخفی، نوع تابع انتقال بین لایهها، الگوریتم یادگیری و غیره، شبکه عصبی کارآمد برای پیشبینی خواص کششی اتصالات FSWed-Al-5083 تعیین گردید. بررسیهای انجام شده آشکار نمود که شبکه عصبی پرسپترون با دو لایه پنهان و تعداد 17 نورون، الگوریتم آموزش لونبرگ-مارکوارت و تابع انتقال Logsig برای لایههای میانی و تابع تبدیل Tansig برای لایه خروجی، کارآمدترین شبکه عصبی برای پیشبینی مورد نظر است. شبکه مذکور دارای ساختار بهینه براساس کمینه مقدار خطای میانگین مربعات 05/0، بیشینه ضریب همبستگی کل 93/0 و رگرسیون خط با زاویه 45 درجه بین مقادیر واقعی و پیشبینی شده میباشد. در نتیجه این شبکه از کارایی مطلوبی برای آموزش، تعمیم و برآورد استحکام کششی و ازدیاد طول نسبی Al-5083 اتصال FSW داده شده برخوردار است.
الهه منصوری، حمید خرسند،
دوره 9، شماره 2 - ( 10-1402 )
چکیده
آلیاژهای آنتروپی بالا بدلیل دارا بودن خواص عالی به ویژه برای کاربرد به عنوان فلزات پرکننده در لحیمکاری سخت مناسب هستند. در مطالعه حاضر، سه پودر با ترکیب CoxCrxCuxFexMnxNix (X درصد اتمی عنصر) با استفاده از ضوابط این آلیاژها و همچنین نرم افزار JMATPRO طراحی گردید. مرحله بعد با استفاده از آلیاژسازی مکانیکی، نانو پودر پرکننده سنتز شد و توسط آزمون آنالیز اشعه ایکس (XRD) مشخصهیابی و اثر ترکیب پرکننده بر رفتار حرارتی آلیاژ، مطالعه شد. سپس پرکننده در لحیمکاری سخت سوپر آلیاژ اینکول ۶۰۰ مورد استفاده قرار گرفت، رفتار انجماد تک فازی و عدم وجود بور و سیلیکون در پرکننده آنتروپی بالا منجر به ایجاد یک ریزساختار پیوسته بدون اجزای یوتکتیک یا فازهای شکننده در فصل مشترک لحیمکاری سخت گردید. بدین ترتیب آزمون استحکام برشی انجام شده وMPa 545 در بین سه ترکیب پرکننده، بالاترین استحکام برشی بود که بدست آمد. در لحیمهایی که از فلز پرکننده معمولی استفاده میکنند، انجماد همدما ناقص و متعاقب آن انجماد حرارتی مایع باقیمانده منجر به ایجاد فازهای شکننده میشود که در سراسر ریزساختار توزیع میشوند. عدم استفاده از ترکیبات پایین آورنده نقطه ذوب در پرکننده با هدف اتصال سوپر آلیاژ پایه نیکل، گامی مهم در کاهش فرایندهای بعدی لحیمکاری تلقی میشود.
امیررضا اردلانی، همام نفاخ موسوی،
دوره 9، شماره 2 - ( 10-1402 )
چکیده
در این پژوهش به بررسی پارامترهای دما و زمان بر روی ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال غیرهمجنس فولاد PH4-17 و آلیاژ Ti-6Al-4V با فلزپرکننده BNi-2 و به روش لحیمکاری سخت پرداخته میشود. ریزساختار اتصال با میکروسکوپ نوری و الکترونی روبشی و خواص مکانیکی اتصال نیز با تست کشش - برش و میکروسختی مورد ارزیابی قرار میگیرند. مشاهده میشود که در دمای ثابت C°1050، افزایش زمان از 15 به 30 دقیقه باعث کاهش استحکام برشی از 66/34 به 39/29 مگاپاسکال میشود. وجود ترکیبات ترد بین فلزی مانند NiTi2 و FeTi2، باعث شکست ترد و کاهش استحکام میشوند. در زمان ثابت 15 دقیقه، افزایش دما باعث میشود که استحکام از 66/34 به 46/38 مگاپاسکال افزایش یابد. همچنین افزایش دما– زمان باعث افزایش پهنای ISZ تشکیل شده در اتصالات در سمت فلزپرکننده Ti-6Al-4V از 40/41 به 48/81 میکرون میشود. افزایش دما– زمان همچنین موجب نفوذ بیشتر بور به فصل مشترک فولاد– فلزپرکننده شده که ترکیبات بورایدی مختلفی را تشکیل میدهد و باعث عریضتر شدن این ناحیه میشود.
اسماعیل گنجه، علی کفلو، کورش شیروانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 10-1402 )
چکیده
در این مقاله، خواص مکانیکی اتصال فاز مایع گذرا (TLP) بین Hastelloy X به ترکیب بین فلزیNi3Al در محدوده دمایی 900-800 مورد بررسی قرار گرفت. ریزساختار اتصال توسط میکروسکوپهای نوری و الکترونی روبشی مطالعه شد. همچنین جهت بررسی تغییرات فازی در دماهای مختلف نیمه اتصال، از آزمون XRD دما بالا بهره گرفته شد. طبق مشاهدات میکروسکوپی، مقطع اتصال از سه منطقه متأثر از نفوذ، انجماد همدما و انجماد غیر همدما تشکیل شده بود که با افزایش دما و زمان فرایند، ناحیه انجماد همدما متشکل از محلول جامد غنی از نیکل در عرض ریزساختار گسترش یافت. استحکام اتصال بهینه در دمای °C1100 و زمان 180 دقیقه برابر با 4.5 ± 355 مگاپاسکال به دست آمد. استحکام برشی گرم در دماهای 800 و 900 به ترتیب به 1 ± 36.5 و 1 ± 20.5 مگاپاسکال اندازه گیری شد. شکست در سمت ترکیب بین فلزی در هر دو دمای آزمون به علت حضور حفرات انقباضی در حین مرحله انجماد ترکیب بین فلزی رخ داد.
سید حمید هاشمی، رضا وفایی، سید رضا شجاع رضوی،
دوره 9، شماره 2 - ( 10-1402 )
چکیده
با توجه به کاربرد فولاد 316 در تجهیزات حملونقل، فضایی و شیمیایی، افزایش عمر و بازسازی آن مورد تقاضای این صنایع است. در این پژوهش تأثیر چگالی انرژی لیزر بر ریزساختار و مشخصات هندسی شامل عرض، ارتفاع و آمیختگی روکش حاصل از رسوبنشانی استلایت6 روی زیرلایه فولاد316 موردبررسی قرار گرفت. طراحی آزمایش با تغییرات چگالی انرژی از 40 تا 116 ژول بر میلیمتر و تغییرات نرخ پودر در سطوحی بین 12 تا 20 گرم بر دقیقه انجام شد. برای ارزیابی نمونهها از تصاویر میکروسکوپی نوری، الکترونی و آنالیز طیفسنجی پراش انرژی استفاده شد. نتایج نشان داد در ناحیه فصل مشترک با افزایش چگالی انرژی در نرخ پودرهای مختلف ابعاد بازوهای دندریتی اولیه از 5/1 میکرومتر با افزایش2 برابری به حدود 3 میکرومتر افزایش مییابد. بهعبارتدیگر سرعت سرد شدن 2 برابر میشود. افزایش چگالی انرژی از 40 به 75 ژول بر میلیمتر منجر به کاهش نسبت کبالت به کروم (مؤثر در خواص سایشی) از 2 به 7/0 و همچنین کاهش نسبت کبالت به آهن (کنترلکننده استحاله آلوتروپیک) از 35 به 3 در ناحیه دندریتی شد؛ این مسئله نشاندهنده نقش بسیار مهم چگالی انرژی بر ریزساختار و تحولات فازی است.
روح اله عشیری، امیرحسین اسدی، مسعود گودرزی، محمد سعید شهریاری،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
چکیده
در این پژوهش، تأثیر شدت جریان در فرآیند جوشکاری قوسی تنگستن–گاز (GTAW) بر رفتار جوشکاری تعمیری سوپرآلیاژ پایه کبالت MAR-M509 با استفاده از چهار فلز پرکنندهHAYNES-188 ، HAYNES-25، MAR-M918 و FSX-414 مورد بررسی قرار گرفت. عملیات جوشکاری در پنج سطح شدت جریان 50، 60، 70، 80 و 90 آمپر انجام شد و تأثیر تغییرات حرارت ورودی بر ویژگیهای هندسی جوش، میزان رقت، ریزساختار ناحیه ذوب (FZ)، ناحیه متأثر از حرارت (HAZ) و توزیع سختی ارزیابی گردید. نتایج ماکروسکوپی نشان داد که در شدت جریانهای پایین، به دلیل حرارت ورودی ناکافی، ناپیوستگیهایی از نوع عدم ذوب کامل (LOF) در برخی نمونهها مشاهده شد، در حالیکه در شدت جریانهای 80 و 90 آمپر نفوذ کامل در تمامی فلزات پرکننده حاصل گردید. همچنین نتایج نشان داد که با افزایش شدت جریان، میزان رقت بهطور کلی افزایش یافته و سهم فلز پایه در ترکیب ناحیه ذوب بیشتر شده است. بررسیهای ریزساختاری بیانگر آن بود که افزایش شدت جریان، در نتیجه کاهش سرعت سرمایش، موجب افزایش طول دندریتها، فاصله بازوهای اولیه دندریت (PDAS) و فاصله بازوهای ثانویه دندریت (SDAS) شده و در 90 آمپر رشد قابلتوجه ساختارهای ستونی و درشتشدن ساختار انجمادی در ناحیه ذوب مشاهده گردید. تحلیل پروفیل سختی نشان داد که ناحیه HAZ بیشترین حساسیت را نسبت به تغییرات حرارتی داشته و با افزایش شدت جریان، نوسانات سختی در این ناحیه تشدید میشود که میتواند ناشی از تحولات کاربیدی و تغییرات موضعی ریزساختار باشد. در مجموع، نتایج حاصل از ارزیابی همزمان نفوذ، رقت، رفتار انجمادی و توزیع سختی نشان داد که شدت جریان 80 آمپر با ایجاد تعادل مناسب میان دستیابی به نفوذ کامل، کنترل رشد دندریتی و یکنواختی سختی، بهعنوان شرایط بهینه برای جوشکاری تعمیری سوپرآلیاژ MAR-M509 با فلزات پرکننده پایه کبالت معرفی میشود.
حمیدرضا پوراسکندری، مسعود گودرزی، روح اله عشیری،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
سوپرآلیاژ Inconel 738LC به دلیل حضور گسترده در پرههای توربین گازی و حساسیت بالای ریزساختاری به حرارت، یکی از چالشبرانگیزترین آلیاژها در فرآیندهای جوشکاری به شمار میرود. مهمترین محدودیت جوشکاری این آلیاژ، حساسیت بالا به ترک ذوبی در ناحیه متأثر از حرارت است که ناشی از تشکیل فیلمهای مذاب بیندانهای در حین سیکل حرارتی جوشکاری میباشد. در این پژوهش، اثر فرآیند جوشکاری قوسی تنگستن-گاز با فلاکس فعال (A-GTAW) بر رفتار ناحیه متأثر از حرارت، ضخامت فیلم مذاب و حساسیت به ترک ذوبی در سوپرآلیاژ Inconel 738LC مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، نمونهها با فلاکسهای مختلف تحت شرایط حرارت ورودی تقریباً ثابت جوشکاری شدند و اثر فلاکس فعال بر هندسه جوش، عرض ناحیه متأثر از حرارت و ضخامت فیلم مذاب ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که استفاده از فلاکس فعال، با ایجاد تمرکز قوس و تغییر الگوی جریان مذاب ناشی از اثر معکوس مارانگونی، موجب هدایت مؤثرتر حرارت به سمت عمق قطعه و کاهش انتقال جانبی آن شده است. این موضوع منجر به کاهش عرض ناحیه متأثر از حرارت و کاهش ضخامت فیلم مذاب در برخی نمونهها گردید. همچنین مشخص شد رفتار ترکخوردگی تابعی از برهمکنش میان ضخامت فیلم مذاب و تنش انقباضی حوضچه جوش است. در نمونه بدون فلاکس، علیرغم تشکیل تعداد بیشتری فیلم مذاب، هیچیک به ترک ذوبی تبدیل نشدند که این موضوع به پایداری بیشتر فیلم مذاب و توانایی آن در پر کردن ناپیوستگیها نسبت داده شد. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که فرآیند A-GTAW میتواند از طریق کنترل الگوی انتقال حرارت و شرایط تشکیل فیلم مذاب، بر حساسیت به ترک ذوبی در سوپرآلیاژ Inconel 738LC اثرگذار باشد.
امیر صفری، علیرضا آرایی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
این پژوهش به بررسی تأثیر پارامترهای فرآیند روکشکاری لیزری بر هندسه، ریزساختار و ریزسختی روکشهای ایجادشده روی سوپرآلیاژ تککریستال PWA1484 با استفاده از پودر اینکونل 625 میپردازد. اثر توان لیزر، چرخه کاری و سرعت روبش بر ابعاد لایه روکش شامل ارتفاع، عرض و عمق تعیین شده است. آزمایشها با استفاده از طراحی مرکب مرکزی انجام شد و معادلات رگرسیونی مرتبه دوم به کمک روش سطح پاسخ استخراج و با تحلیل واریانس اعتبارسنجی شدند. نتایج نشان داد افزایش ۶۰ درصدی توان لیزر، بهترتیب باعث افزایش ۳۸ درصدی ارتفاع، ۵۵ درصدی عرض و ۱۵۳ درصدی عمق روکش شد. هچنین، افزایش ۴۳ درصدی چرخهکاری، موجب افزایش ۳۲ درصدی ارتفاع، ۴۹ درصدی عرض و ۱۱۹ درصدی عمق گردید. در مقابل، افزایش ۲۳۰ درصدی سرعت روبش، باعث کاهش ۴۳ درصدی ارتفاع، ۱۶ درصدی عرض و ۲۳ درصدی عمق شد. بررسی ریزساختار، گذار از ساختارهای صفحهای و سلولی در فصل مشترک به ساختارهای ستونی و سپس هممحور در سطح را نشان داد. آنالیز فازی حضور فازهای γ، β و γ′ را تأیید کرد. میانگین ریزسختی روکش (225 ویکرز) حدود 14٪ کمتر از زیرلایه (263 ویکرز) بود.
محمدرضا برهانی، سیدرضا شجاع رضوی، فرید کرمانی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
در این پژوهش اثر پارامترهای جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی (FSW) بر خصوصیات اتصال غیرهمجنس آلیاژهای آلومینیوم 5083 و فولاد زنگنزن آستنیتی L316، به ضخامت 4 میلیمتر بررسی شده است. سرعت پیشروی ابزار در محدوده 16 تا 25 میلیمتر بر دقیقه و سرعت چرخش ابزار برابر با سرعت ثابت 250 دور بر دقیقه در نظر گرفته شد. جهت بررسی ریزساختار مناطق مختلف جوش، میکروسکوپهای نوری و الکترونی روبشی و جهت بررسی خواص مکانیکی، آزمونهای سختی و کشش انجامشد. نتایج، تشکیل یک منطقه کامپوزیتی متشکل از ذرات تقویتکننده فولادی در زمینه ریزدانه آلومینیوم در منطقه اغتشاشی را نشانداد. در فصل مشترک فولاد و آلیاژ آلومینیوم، یکلایه ترکیب بین فلزی ناپیوسته به ضخامت حدود 2 میکرومتر مشاهده شد؛ همچنین با انتخاب سرعت چرخش 250 دور بر دقیقه و سرعت پیشروی 16 میلیمتر بر دقیقه، استحکام کششی برابر با 298 مگاپاسکال و انعطاف 26 درصد (93 درصد استحکام کششی و 50 درصد انعطافپذیری آلیاژ آلومینیوم) به دست آمد.
محمدرضا مرکی، هادی تقی ملک، محمد یوسفیه، علیرضا آقائیفر، ابوالفضل فورگی نژاد،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
نیاز گسترده و روزافزون جامعه به ساختمان و سازه، ضرورت استفاده از روشهای ساخت جدید به منظور افزایش سرعت ساخت، سبکسازی، افزایش عمر مفید و نیز مقاوم نمودن ساختمانها در برابر زلزله را بیش از پیش مطرح ساخته است. روشهای جدید، در دراز مدت موجب بهینهسازی سازه، افزایش ساخت و رسیدن به شرایط اجرایی مطلوب خواهد شد. نیاز روز افزون جوامع بشری به سازههای خاص توسط فناوری جدید بیشتر از پیش احساس میشود. ساخت افزایشی برپایه جوشکاری قوس الکتریکی با گاز محافظ به عنوان یکی از روشهای ساخت سریع و کمهزینه برای سازههای اولیه فلزی است. بدین منظور سه پارامتر ولتاژ، سرعت تغذیه سیم و سرعت جوشکاری به عنوان پارامترهای تأثیرگذار بر عرض و ارتفاع گرده جوش به عنوان پارامترهای خروجی در نظر گرفته شدهاند. برای بررسی اثرات فرایند، 16 آزمایش با پارامتر ورودی مورد ارزیابی قرار گرفت. با انجام آزمایشهای تجربی نتایج عرض و ارتفاع گرده جوش تعیین شد. سپس هندسه جوش حاصله به سه روش مدلسازی عددی که شامل ماشین یادگیری شدید، ماشین بردار ارتباط و منطق فازی مدلسازی شده است. مقایسه بین دادههای تجربی و خروجی سه مدل ایجادی نشان میدهد که نزدیکترین نتایج به دادههای تجربی هندسه جوش از روشهای مدلسازی، منطق فازی دارا بوده است. به گونهای که دادههای آزمون مدل فازی ایجادی، خطای میانگین برای ارتفاع و عرض به ترتیب 667/0 و 5477/0 و جذر میانگین مربعات برای ارتفاع و عرض 0046/0 و 3/0 بدست آورده که بیانکننده قابلیت تعمیم و اطمینان بالا نسبت به دیگر روش مدلسازی در این فرایند است. در نهایت نمونه فلزی سازه خاص مبتنی برساخت افزایشی قوس و سیم برپایه جوشکاری قوس الکتریکی با گاز محافظ تولید شد.
احمدرضا نظری، ابوذر طاهری زاده، مسعود عطاپور،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
در این مطالعه به بررسی ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال غیرمشابه جوشکاری نقطهای مقاومتی فولاد AISI 430 و فولاد S500 MC پرداخته شد. برای انجام این پژوهش از آرایه L9 تاگوچی برای مشخص شدن تعداد نمونهها و تعیین محدوده متغیرهای هر نمونه استفاده شد و پس از جوشکاری نمونهها و انجام آزمون کشش برشی، نمونهای که دارای بیشترین استحکام کشش برشی(13740 نیوتن) و بیشترین مقدار انرژی شکست(102160ژول) بود، به عنوان بهترین نمونه در نظر گرفته شد؛ همچنین متغیرهای این نمونه یعنی جریان جوشکاری 12 کیلووات، زمان جوشکاری 12 سیکل و نیروی الکترود 3 کیلو نیوتن دارای بیشترین مقادیر سیگنال به نویز بودند و این مقادیر جز بهترین محدوده متغیرها در بین متغیرهای پیشنهادی انتخاب شدند. سپس بر روی نمونه جوشکاری شده با متغیرهای فوق، آزمون میکروسختی انجام شد و مطالعات ریزساختاری توسط میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام شدند. سختی ناحیه جوش حدود 400 ویکرز مشاهده شد و ریزساختار فلزجوش از فریت، مارتنزیت و فریت ویدمن اشتاتن تشکیل شده بود.
علی عادلیان، خلیل رنجبر، محمدرضا توکلی شوشتری،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر عملیات حرارتی فرا پیرسازی دو مرحله ای بر ریزساختار و رفتار خوردگی حفرهای ناحیه اتصال فولاد زنگ نزن 17-4PH میباشد. بدین منظور این فولاد پیش از جوشکاری تحت عملیات حرارتی آنیل انحلالی در دمای 1035 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت قرار گرفت. سپس جوشکاری قوس تنگستن-گاز (GTAW) به وسیله فلزپرکننده هم جنس ER630 انجام شد. پس از آن، بخشی از قطعه جوشکاری شده، تحت عملیات حرارتی فراپیرسازی دو مرحله ای قرار گرفت. ریزساختار و مقاومت به خوردگی ناحیه جوش، پس از عملیات فراپیرسازی دو مرحلهای، مورد بررسی و آزمون قرار گرفت و با رفتار جوش در حالت as-weld مقایسه گردید. بررسیهای ریزساختاری نشان داد که فراپیرسازی دو مرحلهای ناحیه جوش منجر به تمپر شدن ریزساختار مارتنزیتی و تشکیل آستنیت برگشتی بیشتر و نیز تشکیل فریت α گردید. کسر حجمی آستنیت موجود در فلزجوش در حالت as-weld از حدود %7 به حدود ۳۰% در حالت فراپیرسازی دو مرحلهای رسید که افزایش بیش از 4 برابری را نشان میدهد. در حالت as-weld پتانسیل حفره دار شدن (EPit) فلزجوش مقدار mv15/18- را نشان داد که در مقایسه با حالت فراپیرسازی دو مرحلهای با پتانسیلmv54/122، کاهش قابل توجه حساسیت به خوردگی حفرهای با انجام فراپیرسازی دو مرحلهای را نشان میدهد. همچنین عملیات حرارتی فراپیرسازی دو مرحلهای نشان داد که اختلاف پتانسیلهای خوردگی نواحی مختلف جوش کاهش یافته که موجب کاهش خوردگی گالوانیکی میشود. ارزیابی رفتار مکانیکی توسط آزمون مقاومت به ضربه مشخص کرد که ناحیه جوش در حالت فراپیرسازی دو مرحلهای مقاومت به ضربه بیشتری نسبت به حالتas-weld داشته و افزایش۶۶ درصدی را نشان داد.
علی خرم، حسن حبیبی، علیرضا یزدی پور،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر پارامترهای اتصال نفوذی بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال فولاد مارتنزیتی 418 به سوپرآلیاژ اینکونل 738 با استفاده از لایه واسط نیکل خالص با ضخامت 50 میکرومتر میباشد. آزمایشها در کوره خلاء در سه دمای 1050،1000 و 1150 درجه سانتیگراد برای مدت زمان 45 ، 60 ، 75 و 90 دقیقه و تحت فشار 5 مگاپاسکال انجام پذیرفت. نتایج نشان میدهد که حفرهها و نواحی بدون پیوند در نمونههاییکه در دمای پایینتر (1000 درجه سانتیگراد) به هم متصل شدهاند دیده میشوند. با افزایش دمای اتصال از 1000 درجه سانتیگراد به 1050 درجه سانتیگراد، تمام ناپیوستگیهای میکرو از بین رفتهاند که نشان میدهد تغییر شکل میکروپلاستیک زبریها بهبود یافته است. سپس با افزایش دما به 1150 درجه سانتیگراد، نواحی بدون پیوند در اتصال مشاهده میشوند که به علت کاهش فشار اعمالی از سوی فیکسچر بر روی سطوح در تماس به علت افزایش دما میباشد. هنگام استفاده از نیکل خالص بهعنوان لایه واسط، در سمت سوپرآلیاژ اینکونل 738 ترکیباتی بین فلزی [γ' [Ni3Al, Ti در فاز زمینه γ تشکیل میشوند در حالیکه در سمت فولاد مارتنزیتی418 ترکیبات مخلوط فازی FeNi3 و (γFe,Ni) γ تشکیل میشوند. با توجه به نتایج آنالیز اسکن خطی، شیب و نفوذ عناصر در سوپرآلیاژ اینکونل 738 کمتر از فولاد مارتنزیتی 418 میباشد که نشان دهنده نفوذ کمتر در سوپرآلیاژ اینکونل 738 است. در نمونه جوشکاری شده در دمای1050 درجه سانتیگراد و زمان 90 دقیقه، میزان نفوذ لایه نیکل در فولاد مارتنزیتی 418 برابر 40 میکرومتر و در سوپرآلیاژ اینکونل 738 برابر 35 میکرومتر میباشد. با مقایسه بیشینه سختی میتوان نتیجه گرفت اتصال در شرایط دمای 1050 درجه سانتیگراد و زمان 90 دقیقه از بیشینه سختی کمتری نسبت به دیگر نمونهها برخوردار است، لذا میتوان نتیجه گرفت که از لحاظ ترکیبات بینفلزی از شرایط بهتری نسبت به سایر نمونهها برخوردار است. بیشترین مقدار استحکام برشی در دمای 1050 درجه سانتیگراد و زمان 90 دقیقه به میزان 270 مگاپاسگال بدست آمد.
رضا عباسی، سید علی اصغر اکبری موسوی، یاسر وحیدشاد،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
مطالعه حاضر بهینهسازی خواص مکانیکی و ریزساختاری جوشکاری لیزر ابر آلیاژ پایه کبالت هاینس 25 (L-605) را بررسی میکند. تأثیر متغیرهای جوشکاری لیزر مانند قدرت پرتو لیزر، بسامد ضربانی، سرعت جوشکاری و پهنای زمانی ضربان بر خواص مکانیکی و متالورژیکی اتصالات جوش مورد بررسی قرار میگیرد. با بررسی متغیرهای جوشکاری مقادیر G (شیب حرارتی) و R (نرخ انجماد) و همچنین تحت تبرید (G/R) و سرعت سرمایش (G×R) که بر ریزساختار انجماد غالب هستند، محاسبه و همبستگی ساختاری با خواص مکانیکی حاصل از جوش بررسی میگردد. در این تحقیق بدست آوردن متغیرهای جوشکاری برای ایجاد درصد بالایی از ساختار به صورت دندریت هم محورمد نظر میباشد. بررسی ریزساختاری رشد دانه همپایی و ساختارهای دندریتی در ناحیه جوش را نشان میدهد. سرعت انجماد بالا در حوضچه جوش سبب انجماد دندریتی شد که از دندریتهای ستونی دیوارههای جوش شروع میشود و به دندریتهای هم محور در مرکز جوش منتهی میشود. مقدار ریزسختی در ناحیه جوش برابر 328 ویکرز میباشد که به سختی ماده اصلی بسیار نزدیک است. استحکام کششی نمونههای جوش به حدود %93 و%94 استحکام کشش فلزپایه میرسد. بررسی آزمون کشش نمونههای جوش حاکی از شکست نرم-ترد است. با بررسی میکروسکوپی الکترونی روبشی وجود فرورفتگیها، شکاف بین دانهای و ریز حفرهها در ناحیه شکست تأیید شد.
غلامرضا خلج، جلال خلج، فرزاد سلیمانی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
در این پژوهش ریزساختار فصلمشترک اتصال جوشکاری انفجاری سه لایه فولاد زنگنزن آستنیتی 321- آلومینیوم 1050 - آلومینیوم 5083 با دو فاصله توقف 6 و 75/6 میلیمتر، قبل و بعد از عملیاتحرارتی بررسی شد. عملیاتحرارتی نمونههای جوشکاری شده در دماهای C◦250و 350 برای زمانهای1000، 3000 و 10000 ثانیه، انجام شد. بررسی ریزساختار با استفاده از میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام شد. نتایج نشان داد که در همه شرایط فصلمشترک آلومینیوم 5083- آلومینیوم 1050 به صورت مسطح و با ساختار بدون نقص است. با افزایش فاصله توقف، فصلمشترک فولاد زنگنزن آستنیتی 321- آلومینیوم 1050 از حالت صاف به حالت موجی تبدیل شده و همچنین متوسط ضخامت لایه فصلمشترک از 95/4 به 7/6 میکرون افزایش مییابد. در حین عملیات حرارتی، ضخامت لایه فصلمشترک متناسب با سینتیک نفوذ افزایش مییابد و در بیشترین مقدار به 56/18 و 02/15 میکرون بهترتیب برای نمونه با فاصله توقف 75/6 و 6 میلیمتر میرسد. برای نمونه با فاصله توقف 75/6 و 6 میلیمتر مقادیر انرژی محرکه نفوذ بهترتیب 6/46 وkJ/mol 4/42 و مقادیر ثابت نفوذ به ترتیب 2/142و ms-1 3/45 محاسبه شد.
محمدهادی نورمحمدی، مجتبی موحدی، امیرحسین کوکبی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
امروزه با پیشرفت روز افزون تکنولوژی، تقاضا برای کوچکسازی وسایل الکترونیکی بیشتر از پیش مورد نیاز است. قرارگیری اتصالات الکترونیکی جدید در شرایط دمایی خزشی به دلیل نقطه ذوب پایین لحیمها و همینطور دانسیته جریان بالا چالشهایی مانند مهاجرت الکترونی و حرارتی به وجود آورده است. لذا اخیراً آلیاژسازی و کامپوزیتسازی جهت بهبود مقاومت به مهاجرت الکترونی اتصالات الکترونیکی به کار گرفته شده است. در این پژوهش سعی بر آن شد با کامپوزیت سازی آلیاژ لحیم بدون سرب SAC0307 با استفاده از میکروذرات کبالت، مقاومت به مهاجرت الکترونی بهبود یابد. حضور کبالت در ترکیب بین فلزی فصل مشترکی باعث پایداری بیشتر ترکیب بین فلزی فصل مشترکی و جلوگیری از کاهش ضخامت ترکیب بین فلزی فصل مشترکی در طی زمان آزمون مهاجرت الکترونی میشود؛ درنتیجه پایداری و برقراری اتصال الکترونیکی نمونه لحیمکاری شده با آلیاژ لحیم کامپوزیتی بیشتر از آلیاژ لحیم غیرکامپوزیتی است. از طرفی دیگر، به دلیل ساختار ریزدانه و افزایش چگالی مرزدانهها در آلیاژ لحیم کامپوزیتی، مکانیزم نفوذ شبکه ای در آلیاژ لحیم غیرکامپوزیتی به مکانیزم نفوذ مرزدانه تغییر یافته است؛ در نتیجه به دلیل مصرف اتمهای مس شارش یافته از سمت کاتد به آند توسط ترکیبات بین فلزی موجود در مرزدانهها، در آلیاژ لحیم کامپوزیتی طی زمان آزمون مهاجرت الکترونی غیریکنواختی ریزساختاری مشاهده شد.
حامد زیدآبادی نژاد، مهدی رفیعی، ایمان ابراهیم زاده، مهدی امیدی، فرید نعیمی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
در این پژوهش اتصال فاز مایع گذرای فولاد ساده کربنیSt52 به سرمت کاربید تنگستن- کبالت با استفاده از لایه میانی مس با ضخامت 50 میکرومتر مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور نمونههایی در دمای 1100 درجه سانتیگراد و زمانهای نگهداری 1، 15، 30 و 45 دقیقه به یکدیگر متصل شدند. ریزساختار اتصالات ایجاد شده با استفاده از میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به سیستم آنالیز تفکیک انرژی بررسی شد. همچنین برای بررسی اثر اتصال بر تغییرات فازی ناحیه اتصال از آنالیز پراش پرتو ایکس استفاده شد. آزمایشهای ریزسختی سنجی و تنش کششی برشی نیز جهت مطالعه خواص مکانیکی روی نمونهها انجام شدند. بررسیهای ریزساختاری نشان داد. سه منطقه مختلف انجمادی همدما و غیرهمدما و منطقه متأثر از نفوذ سمت ماده پایه WC-Co وجود دارد که ویژگی نمونهها را تعیین میکنند. منطقه انجماد همدما حاوی محلول جامد غنی از آهن و منطقه انجماد غیرهمدما حاوی فاز محلول جامد غنی از مس بود. در منطقه متأثر از نفوذ سمت سرمت WC-Co در زمانهای 1 و 15 دقیقه فاز η ایجاد نگردید در حالیکه با افزایش زمان اتصال به 30 و نهایتا 45 دقیقه فاز η در منطقه متأثر از نفوذ سمت سرمت WC-Co تشکیل شد. پروفیل ریز سختی برای تمامی نمونهها دارای یک روند بود و حداکثر سختی مربوط به سرمت پایه WC-Co به میزان 1100 ویکرز و کمترین سختی مربوط به فلزپایه فولادی و حدود 220 ویکرز بود. همچنین حداکثر استحکام کششی برشی مربوط به نمونه متصل شده در زمان 15 دقیقه و حدود 180 مگاپاسکال بود که به دلیل افزایش در کسر حجمی محلول جامد غنی از آهن و همچنین پیوستگی ریزساختاری مناسب و وجود مقدار بهینه فاز غنی از مس در ریزساختار بدست آمد.
مهدی طاهری، قاسم عظیمی رویین، مرتضی شمعانیان، عباس بهرامی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1403 )
چکیده
اتصال غیرهمجنس آلومینا به مس با فلزات پرکننده فعال Ag-Cu-Ti-Sn و Ag-Cu-Ti-Sn-%3.5Zr با استفاده از فرایند لحیم-کاری سخت القایی بترتیب در دماهای 840 و 860 درجه سانتی گراد به مدت 15 دقیقه انجام شدند. ریزساختار اتصالات با استفاده از میکروسکوپ نوری (OM) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) مورد مطالعه قرار گرفت. برای ارزیابی خواص مکانیکی از آزمون ریزسختی ویکرز و آزمون استحکام کشش برشی استفاده شد. بررسی های ریزساختاری نشان داد که اتصال Al2O3/Cu با استفاده از پرکننده های Ag-Cu-Ti-Sn و Ag-Cu-Ti-Sn-%3.5Zr منجر به تشکیل یک لایه واکنشی در فصل مشترک آلومینا و فلز پرکننده می شود. در لایهی واکنشی اتصال با فلز پرکننده Ag-Cu-Ti-Sn، دو فاز TiO و Cu3Ti3O و در اتصال با فلز پرکننده Ag-Cu-Ti-Sn-%3.5Zr دو فاز TiO و ZrO2 مشاهده شد. نتایج آزمون استحکام برشی نشان داد که به دلیل ضخامت بیشتر فلز پرکننده و ضخامت کمتر لایه واکنشی، اتصال با فلز پرکننده Ag-Cu-Ti-Sn-%3.5Zr استحکام برشی (14MPa) بالاتری نسبت به اتصال با فلز پرکننده Ag-Cu-Ti-Sn (9MPa) دارد.