53 نتیجه برای خواص مکانیکی
مجتبی موحدی، حسینعلی شیروی خوزانی، اشکان عزلتی،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1403 )
چکیده
در این پژوهش، اثر متغیرهای فرایند جوشکاری اصطکاکی تلاطمی (سرعت انتقالی ابزار در بازه 50 تا 150 میلیمتر بر دقیقه و سرعت چرخشی ابزار در بازه 300 تا 1100 دور بر دقیقه) بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال آلومینیوم AA5052 به پلیپروپیلن PP-Z30S مورد مطالعه قرار گرفت. بررسیهای ریزساختاری با میکروسکوپهای نوری و الکترونی روبشی نشان داد ایجاد اتصال با تشکیل قفلهای مکانیکی به شکل قطعات لنگر مانندی از جنس آلومینیوم همراه است. بهعلاوه مشاهده شد که کاهش حرارت ورودی (با افزایش سرعت خطی و یا کاهش سرعت چرخشی ابزار) موجب افزایش اندازه این لنگرها میشود. نتایج آزمون کشش-برش نشان داد که افزایش سرعت انتقالی ابزار از 50 به 100 میلیمتر بر دقیقه با افزایش اندازه لنگرها موجب افزایش نیروی شکست (حدود %10) میشود. اگرچه، افزایش بیشتر سرعت چرخشی، بدلیل ایجاد عیوب و حفرات در فصل مشترک اتصال، نیروی شکست را کاهش داد (از 235 به 181 نیوتن). افزایش سرعت چرخشی از 300 تا 900 دور بر دقیقه نیز با ایجاد لنگرهای عمود بر سطح پلیمر و با عمق نفوذ بیشتر، موجب افزایش استحکام اتصال (تا حدود %70) شد.
هادی غلامحسین طهرانی مقدم، حمیدرضا جعفریان، مصطفی آقازاده قمی، اکبر حیدرزاده،
دوره 11، شماره 1 - ( 4-1404 )
چکیده
در این پژوهش، تأثیر جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی بر ریزساختار و خواص مکانیکی فولاد آستنیتی Fe-24Ni-4Cr مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور ورق با ضخامت 1 میلیمتر با سرعت پیشروی 100 میلیمتر بر دقیقه و سرعت چرخش ابزار 450 دور بر دقیقه با ابزاری از جنس WC-5%Co تحت جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی قرار گرفت. تحلیلهای پراش الکترون های برگشتی (EBSD) نشان داد که این فرایند موجب کاهش اندازه دانه و افزایش مرزهای بزرگ زاویه در ناحیه همزده شده است که به دلیل وقوع تبلور مجدد دینامیکی طی فرایند جوشکاری میباشد. نقشههای فازی نشان دادند که درصد فاز BCC در ناحیه همزده نسبت به فلزپایه افزایش یافته و با توجه به نرخ کرنش بالا و حضور عناصر پایدارکننده، این فاز عمدتاً مارتنزیت حاصل از استحاله تحت کرنش است. بررسی خواص مکانیکی نشان داد که استحکام کششی ناحیه همزده (450 مگاپاسکال) نسبت به فلزپایه (350 مگاپاسکال) بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. همچنین، تنش تسلیم ناحیه همزده (388 مگاپاسکال) نسبت به فلزپایه (145 مگاپاسکال) بهبود چشمگیری داشته که این امر را میتوان به کاهش اندازه دانه، افزایش مرزهای بزرگ زاویه، افزایش چگالی نابجایی و تشکیل مارتنزیت نسبت داد. با این حال، انعطافپذیری ناحیه همزده کاهش یافت که ناشی از افزایش تمرکز تنش و چگالی نابجایی در این ناحیه است. این نتایج نشان میدهد که جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی میتواند یک روش مؤثر برای بهبود استحکام و سختی فولادهای آستنیتی باشد، اما نیازمند کنترل شرایط فرایندی جهت جلوگیری از کاهش چقرمگی و انعطافپذیری است.
علی رحیمی، مرتضی یزدی زاده، مسعود وطن آرا، مجید پورانوری،
دوره 11، شماره 1 - ( 4-1404 )
چکیده
ساخت افزایشی قوسی با سیم (WAAM) به دلیل نرخ بالای رسوبدهی، جایگاهی ویژه در تولید قطعات بزرگ فلزی دارد. استفاده از فولادهای زنگنزن آستنیتی در این فرایند میتواند علاوه بر کاهش هزینههای تولید، آزادی بیشتری در طراحی قطعات فراهم کند. فولاد زنگنزن 310، که بهعنوان فولاد نسوز در صنعت شناخته میشود، به دلیل مقاومت بالا در برابر اکسیداسیون و دمای بالا، کاربرد گستردهای دارد. با این حال، این فولاد بهطور ویژه به ترکهای گرم در حین فرایندهای جوشکاری و ساخت افزایشی حساس است. در این پژوهش، ریزساختار و خواص مکانیکی فولاد زنگنزن 310 تولیدشده به روش WAAM با استفاده از فرایندهای انتقال سرد فلز (CMT) و جوشکاری قوسی فلزگازی (GMAW) مقایسه شد. نتایج نشان داد که فرایند CMT به دلیل حرارت ورودی پایینتر، میتواند حساسیت فولاد زنگنزن 310 به ترکهای گرم را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. این یافتهها اهمیت انتخاب مناسب فرایند برای تولید قطعات باکیفیت و کاهش عیوب ساختاری را نشان میدهد.
علی بهمنی، روح اله عشیری،
دوره 11، شماره 1 - ( 4-1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی تغییرات ریزساختاری و خواص مکانیکی جوشهای مقاومتی نقطهای در فولاد استحکام بالای پیشرفته QP980، با تمرکز بر اثرات پوشش روی و تأثیر آن بر تشکیل دکمه جوش، خواص مکانیکی و رفتار شکست جوشها میپردازد. در فرایند تحقیق، از بررسیهای میکروسکوپی، آزمونهای مکانیکی از جمله کشش-برش و میکروسختی استفاده شده و همچنین شبیهسازی اجزای محدود به منظور تعیین پیشینه حرارتی مناطق مختلف جوش انجام گرفت. مشاهده شد که سرد شدن سریع در طول فرایند جوشکاری منجر به تشکیل فازهای ناپایدار مانند مارتنزیت در ناحیه جوش و منطقه متاثر از حرارت میشود. یک مدل اجزای محدود فرایند جوشکاری برای شبیهسازی توزیع گرما و بررسیهای ریزساختاری در مناطق مختلف جوشکاری مورد استفاده قرار گرفت. این مدل نشان داد که رسیدن به دمای بیشینه در طول جوشکاری مقاومتی نقطهای چهار پالسی، به دلیل شرایط جوشکاری پالسی و زمانهای نگهداشتن بین پالسها، به تأخیر میافتد. این تأخیر، در کنار زمان نگهداری مناسب، از تشکیل حفرات جلوگیری میکند. تاریخچه حرارتی شبیهسازی شده توسط مدل اجزا محدود و شرایط گرمایش/خنککاری سریع بهطور مؤثر تکامل و دگرگونی ریزساختار در نواحی مختلف جوش را پیشبینی کرد. علاوه بر این، مطالعه پیشرو رابطه بین ویژگیهای درشتساختاری قطعه با خواص مکانیکی و رفتار شکست جوشها را بررسی میکند. وجود پوشش روی و کاهش مقاومت الکتریکی تماسی ناشی از آن، باعث به تأخیر افتادن تشکیل دکمه جوش در جریانهای جوشکاری پایینتر شد. با این حال، در جریانهای بالاتر، منبع اصلی تولید حرارت از مقاومت تماسی به مقاومت بالک در ورق فولادی تغییر میکند که منجر به تشکیل دکمه جوش بزرگتر در ورقهای پوششدار نسبت به نمونههای بدون پوشش میشود. اگرچه نمونههای بدون پوشش سختی دکمه جوش (با مقدار 512 ویکرز) و استحکام کششی-برشی بالاتری نشان دادند (با بیشینه نیروی تحملشده 28/1 کیلونیوتن در نمونه بدون پوشش و 24 کیلونیوتن در نمونه پوششدار)، اما نمونههای پوششدار توانستند در جریانهای جوشکاری کمتر (۹ کیلوآمپر در مقابل 5/9 کیلوآمپر) به اندازه بحرانی دکمه جوش برای تغییر مد شکست برسند.
مرتضی ایلانلو، رضا شجاع رضوی، پویا پیرعلی، محمدرضا برهانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، بهمنظور دستیابی به ساختار تدریجی بین فولاد زنگنزن p17-4PHو آلیاژ Stellite6، از فرایند رسوبنشانی مستقیم لیزری استفاده شد. نمونهها بهگونهای طراحی و ساخته شدند که ترکیب شیمیایی در هر مرحله بهصورت تدریجی و گامبهگام از %100 p17-4PHبه %100 Stellite6 تغییر یابد. این تغییر بهصورت کاهش 25 درصدی سهم p17-4PHو افزایش 25 درصدی سهم Stellite6 در هر مرحله صورت گرفت. بررسی ریزساختار و توضیع عناصر با میکروسکوپ الکترونی روبشی و آنالیز عنصری انجام شد. به منظور محاسبه خواص مکانیکی با آزمون میکروسختی HV و آزمون کشش مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد ساختار مارتنزیتی سوزنی در بستر، با انتقال به ترکیب %۲۵ به دندریتهای سلولی تبدیل و با افزایش درصدStellite 6 و افزایش Cr و W موجب گسترش مرز دانهها و تجمع کاربید میان دندریتها شد. در ترکیب %۵۰ ظهور دندریتهای ستونی جهتدار مشاهده شد. در مقادیر بالاتر Stellite 6، ساختار دندریتی ریزتر شده و به ساختارهای هممحور تبدیل شد. روند تغییر ریزسختی از فلزپایه، از 300 ویکرز برای p17-4PHدر امتداد ساخت به سمت لایه¬های بالاتر نمونهها افزایش و تا 490 ویکرز برای Stellit6 خالص مشاهده شد. آزمون کشش نشان داد که σᵧ و σᵤ در تمامی ترکیبات در بازه ۱۱۰۲–۱۱۵۹ مگاپاسکال با کاهش اندک و پیوسته حفظ شده و نبود فازهای ترد یا عیوب ساختاری موفقیت فرایند رسوبنشانی مستقیم لیزری را تأیید میکند. درصد ازدیاد طول نیز از %۷ در استلایت ۶ تا %۱۹ در p17-4PHبا افزایش میزان p17-4PHافزایشی بوده و ترکیب ۵۰–۵۰ با 14.5 درصد ازدیاد طول بهترین تعادل بین استحکام و انعطافپذیری را ارائه داده است.
علی عادلیان، خلیل رنجبر، محسن ریحانیان، رضا دهملایی،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، تأثیر جریان پالسی و جریان ثابت بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصالات جوش سوپرآلیاژ Hastelloy X در فرایند جوشکاری قوسی تنگستن با گاز محافظ مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، از فلزپرکننده ERNiCrMo-2 استفاده شد. پارامترهای مهم ریزساختاری نظیر جدایش عناصر آلیاژی، ریزتر شدن دندریتها، یکنواختی ساختار فلزجوش و تغییرات حاصل در سختی و استحکام جوش، در دو حالت جوشکاری بررسی و نتایج حاصل با یکدیگر مقایسه شدند. برای ارزیابی ریزساختار، از میکروسکوپ نوری، میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی، طیفسنجی توزیع انرژی و جهت شناسایی فازها از پراش پرتو ایکس استفاده گردید. نتایج نشان داد که جوشکاری با جریان پالسی منجر به تشکیل ساختاری ریزتر با دندریتهای هممحور، کاهش جدایش عناصر آلیاژی و توزیع یکنواختتر کاربیدهای M6C در فلزجوش میشود. همچنین، این فرایند موجب بهبود قابل توجهی در سختی، مقاومت به ضربه و استحکام کششی فلزجوش نسبت به جوشکاری با جریان ثابت گردید. بررسیهای شکستنگاری، رفتار شکست نرم را در تمامی نمونهها تأیید کرد که با نتایج ریزساختاری و مکانیکی مطابقت داشت. یافتههای این پژوهش، اهمیت کاربرد جریان پالسی در جوشکاری را بهعنوان راهکاری مؤثر برای کنترل ریزساختار و بهبود خواص مکانیکی اتصال سوپرآلیاژ Hastelloy X برجسته میسازد.
مسعود انصاری لاله، میر نریمان یوزباشی، محمد زادشکویان، علی الماسی،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
فرایند جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی نقطهای یکی از روشهای جوشکاری حالت جامد است که بهعنوان یکی از مهمترین پیشرفتها در اتصال فلزات در دهه اخیر شناخته شده است. در این پژوهش، تأثیر سرعت دوران و زمان تماس ابزار با طراحی خاص و متفاوت با تحقیقات قبلی بر ریزساختار و خواص مکانیکی آلیاژ آلومینیوم سری 5754 مورد بررسی قرار گرفته است. قطعه کار با استفاده از نگهدارنده مخصوص بر روی دستگاه سوراخکاری رادیال گیرهبندی شد و عملیات جوشکاری با استفاده از دستگاه جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی نقطهای در سرعتهای دورانی متفاوت و زمانهای تماس ابزار مختلف انجام گرفت. در ادامه ریزساختار، ریزسختی و نیروی کششی - برشی منطقه نقطه جوش مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد افزایش سرعت دوران ابزار و افزایش زمان تماس ابزار، بهبود نیروی کششی- برشی به میزان حدود %105 را در پی داشته است. مطابق تحلیلهای آماری فاکتورهای سرعت دوران و زمان تماس ابزار با سطح اطمینان بیشتر از %95 بر مقدار نیروی برشی مؤثر هستند؛ در حالیکه مطابق تحلیلهای آماری، ارتباط بین سرعت دوران و زمان تماس با سختی، نتایج متفاوتی در پی داشته است.
محمد کربلایی رشید شمس آبادی، حسن عبداله پور،
دوره 11، شماره 2 - ( 10-1404 )
چکیده
در این پژوهش، کامپوزیت سطحی AA5083/Al12Mo با حدود 10 حجمی ذرات آلومیناید مولیبدنِ از پیش سنتز شده، با استفاده از فرآوری همزن اصطکاکی (FSP) و در شرایط بهینه شامل شش پاس، سرعت چرخشی rpm 1000 و سرعت پیشروی mm/min 52 تولید شد. اعمال پاسهای متعدد موجب کاهش اندازه ذرات از حدود µm 20 به حدود µm1.7 و یکنواختی بیشتر توزیع آنها شد و همزمان ریزدانه شدن زمینه و افزایش کرنشسختی را به دنبال داشت. این بهبودهای ریزساختاری منجر به افزایش حدود %16 استحکام کششی نسبت به نمونه FSP شدهی بدون تقویتکننده و %20 نسبت به فلز پایه تحویلی و نیز افزایش %50 و %63 سختی در نمونههای 4 و 6 پاس نسبت به فلز پایه گردید. تحلیل کمی مکانیزمهای استحکامبخشی نشان داد که کرنشسختی بیشترین سهم را در افزایش استحکام دارد و حضور ذرات باعث تأخیر در آغاز سیلان پلهای شد. بررسی سطح شکست نشاندهندهی وقوع شکست مخلوط شامل شکست ذرات، جداشدگی آنها از زمینه و شکستن زمینه بود. نتایج آزمون خوردگی نیز کاهش مقاومت خوردگی کامپوزیت را آشکار کرد که عمدتاً ناشی از ناپیوستگی لایه پایدار اکسید آلومینیوم و ایجاد عیوب ناشی از تغییر شکل شدید پلاستیک در فصل مشترک ذره–زمینه بود.
وحید ضیائی لاله، حبیب حامدزرگری، جمال سرتیبی،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
ساخت افزایشی سیم و قوس (WAAM) یکی از روشهای نوین تولید قطعات به کمک فرایند جوشکاری قوسی با گاز محافظ است. در این پژوهش، ساخت دیواره نازک از فولاد زنگنزن آستنیتی 316L با استفاده از فرایند WAAM مبتنی بر جریان اینترپالسی انجام شده و یک دیواره در ۲۵ لایه و تحت دو استراتژی متفاوت، با الگوی حرکت رفت و برگشتی مشعل، ساخته شد. بر اساس مقادیر کروم معادل و نیکل معادل و با بهرهگیری از نمودار شفلر، پیشبینی شد که انجماد ریزساختار در ناحیه آستنیت-فریت (AF) رخ میدهد. همچنین بررسی ریزساختار با استفاده از میکروسکوپ نوری و پراش پرتو ایکس، وجود زمینه آستنیتی در کنار دندریتهای فریتی (در حدود ۵ درصد) را تأیید کرد. نتایج آزمون کشش نشان داد که نمونههای استخراجشده در جهت عمودی با میانگین استحکام کششی ۴۵۴ مگاپاسکال، نسبت به نمونههای افقی با استحکام کششی ۴۳۶ مگاپاسکال، حدود ۱۲ درصد نرخ کرنش بیشتری دارند. مشاهدات حاصل از میکروسکوپ الکترونی روبشی روی فرورفتگیهای ریز و درشت سطح شکست نمونههای کششی نشان داد که مکانیزم غالب شکست، از نوع نرم میباشد. سختی دیواره نازک تولیدشده در بازه ۲۰۰ تا ۲۶۵ ویکرز، با میانگین ۲۳۴ ویکرز، اندازهگیری شد.
سید علی موسوی محمدی، سید رضا علمی حسینی،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
در این تحقیق، اثر میزان فشار فورج و درصد کربن بر خواص مکانیکی و ریزساختار جوش اصطکاکی دورانی ناهمسان فولاد زنگنزن 304 به انواع فولاد ساده کربنی بررسی شد. شفتهای فولادی Ck15، Ck30 و Ck45 با فشار فورج 20، 40 و 80 بار به فولاد SS304 جوشکاری شدند. نتایج نشان داد که پارامتر فشار فورج مقدار بهینۀ 40 بار دارد و با کاهش این فشار، سیلان مواد در فصل مشترک کاهش یافته و کیفیت اتصال افت میکند. همچنین، با افزایش فشار فورج بیش از حد بهینه، بیشتر مادۀ ویسکو پلاستیک بیرون زده و اتصال در دمای پایین شکل میگیرد. بررسیهای ریزساختاری به کمک میکروسکوپ نوری و الکترونی انجام گرفت. نتایج نشان داد که ریزساختار مقطع جوش متشکل از دانههای بسیار ریز ناشی از تبلور مجدد دینامیکی است. همچنین در مقطع جوش، یک ناحیۀ فریت پرویوتکتویید تشکیل شده است که با افزایش حرارت ورودی بر ضخامت آن افزوده میشود. همچنین نتایج آزمایش کشش نشان داد که بهینهترین نمونه با بازدهی 116 درصد و استحکام کششی 715 مگاپاسکال، با جوشکاری اصطکاکی دورانی فولاد Ck30 و SS304 به دست آمده است که پارامترهای آن فشار فورج 40 بار، فشار اصطکاک 40 بار، زمان اصطکاک 5 ثانیه و سرعت دورانی 1500 دور بر دقیقه هستند.
محمد امین زارعی سهامیه، سعید شبستری، حمیدرضا عابدی،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
فرایند ساخت افزایشی قوسی سیمی (WAAM) بهعنوان یکی از روشهای کارآمد تولید قطعات فولاد زنگنزن آستنیتی با ابعاد بزرگ، بهدلیل نرخ رسوب بالا و هزینه نسبتاً پایین مورد توجه قرار گرفته است؛ با این حال، گرادیانهای حرارتی شدید و چرخههای حرارتی تکرارشونده در این فرایند میتوانند منجر به ناهمگنی ریزساختاری و ناهمسانگردی خواص مکانیکی شوند. در پژوهش حاضر، دیوارههایی از فولاد زنگ نزن 316L به روش WAAM و با کنترل پارامترهای اصلی فرایند شامل جریان و ولتاژ، سرعت پیشروی مشعل و نرخ تغذیه سیم جوش تولید گردید. در این پژوهش، رفتار انجمادی، تحولات ریزساختاری و خواص مکانیکی فولاد زنگنزن 316L تولیدشده به روش ساخت افزایشی قوسی سیمی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج ریزساختاری نشان داد که ساختار نهایی شامل زمینه γ-آستنیتی بههمراه حدود 8/5 درصد δ-فریت است. آزمایش کشش بیانگر دستیابی همزمان به استحکام و شکلپذیری بالا بود. نمونههای استخراجشده در جهت عمود بر راستای ساخت دارای استحکام کششی نهایی حدود 569 مگاپاسکال، استحکام تسلیم 378 مگاپاسکال و ازدیاد طول نسبی تقریبی 69 درصد بودند. میزان ناهمسانگردی مکانیکی حدود 7/5 درصد برآورد شد که به رشد جهتدار دانههای ستونی نسبت داده میشود. شکلپذیری بالاتر نسبت به فولادهای ریختگی متعارف به حضور زمینه کاملاً آستنیتی، مقدار کنترلشده δ-فریت، ریزساختار دندریتی اصلاحشده و اثر بازپخت موضعی ناشی از رسوب لایههای متوالی مرتبط می گردد. اندازهگیری ریزسختی در امتداد ارتفاع ساخت، کاهش تدریجی سختی را با افزایش فاصله از زیرلایه نشان داد که ناشی از درشتشدن دانهها در اثر تجمع حرارت و کاهش نرخ سرمایش در لایههای بالاتر است. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان میدهد که فرایند WAAM قابلیت تولید فولاد زنگنزن 316L با ترکیبی متعادل از استحکام و شکلپذیری بالا را داراست، مشروط بر آنکه کنترل مناسبی بر رفتار انجمادی و تاریخچه حرارتی اعمال شود. یافتههای این پژوهش میتواند بهعنوان مبنایی برای بهینهسازی ریزساختار و کاهش ناهمسانگردی در کاربردهای صنعتی ساخت افزایشی مورد استفاده قرار گیرد.
مهدی طاهری، قاسم عظیمی رویین،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
در این پژوهش، تأثیر اعمال پاس اضافی توسط ابزار بدون پین بر ریزساختار و خواص مکانیکی اتصال لببهلب آلومینیوم 1100 تولیدشده به روش جوشکاری همزن اصطکاکی بررسی شد. ارزیابی ریزساختار با میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی روبشی و خواص مکانیکی با آزمون کشش و ریزسختی ویکرز انجام گرفت. نتایج نشان داد که اعمال پاس اضافی موجب ریزدانه شدن ساختار و کاهش اندازه دانهها تا حدود 1 میکرومتر در ناحیه همزده میشود. همچنین، مقدار ریزسختی در ناحیه همزده بالایی از حدود 30 به 55 ویکرز افزایش یافت. آزمون کشش نیز بهبود خواص مکانیکی را نشان داد؛ به طوریکه استحکام کششی نهایی از 86 به 101 مگاپاسکال افزایش یافت که معادل بهبود حدود 17 درصدی است. این بهبود به ریزدانه شدن ساختار و افزایش تعداد مرزدانهها نسبت داده میشود.
حمیدرضا رضایی آشتیانی، داود باقری،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
اتصال ورقهای آلومینیومی غیرهمنام به دلیل تفاوت در خواص فیزیکی، مکانیکی و متالورژیکی، از موضوعات مهم در بهینهسازی اتصالات صنعتی به شمار میرود. در این پژوهش، رفتار مکانیکی و تغییرات ریزساختاری اتصالات دوجنسی حاصل از آلیاژهای AA5052 و AA3105 که به دو روش جوشکاری تیگ (TIG) و اصطکاکی-اغتشاشی (FSW)به یکدیگر متصل شدهاند، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. ابتدا آزمون های اولیه جهت بهینه سازی پارامترهای فرایند جوشکاری اصطکاکی-اغتشاشی و جوشکاری تیگ و همچنین انتخاب مناسب سطوح پارامترهای فرایندی انجام شد. بررسی نتایج آزمونهای مکانیکی نشان داد که در نمونههای جوشکاریشده به روش FSW شکست عمدتاً در ناحیه جوش رخ داده است، اما در نمونههای جوشکاریشده به روش تیگ شکست در فلز پایه اتفاق افتاده است. نتایج تست های کشش نشان داد نمونه AA5052 بالاترین استحکام کششی (۲۷۳ مگاپاسکال) و بالاترین درصد ازدیاد طول (%۲۰) را داراست، و نمونه جوشکاری شده آلیاژها به روش اصطکاکی-اغتشاشی(F 3-5) با داشتن استحکام 89 مگاپاسکال و %6 ازدیاد طول عملکرد ضعیف تری نسبت به نمونه جوشکاری شده آلیاژها به روش تیگ (T 3-5) از خود نشان داده است و در ناحیه جوش شکست خوردهاند. نتایج آزمون ریزسختی نشان داد نمونه جوشکاری شده به روش TIG به دلیل استفاده از فیلر 5356 ER دارای سختی بالاتری در ناحیه جوش نسبت به روش FSW است. نهایتاً با تحلیل و مقایسه نتایج بدست آمده از آزمون های مربوط به خواص مکانیکی بهدستآمده از هر دو روش، مشخص گردید که روش TIG در اتصال برخی از آلیاژها عملکرد بهتری نسبت به FSW از خود نشان میدهد.